بسم رب الشهدا
سلام
چند روز موفق به نوشتن مطلب جديدي نشدم كه بر ميگردد به شركتي كه از آن اشتراك گرفته بودم چون خطوط اتصالش دچار اشكال شده بود و در نتيجه !!!!
بگذريم
اين روز ها بحث انتخابات گرم است خدا كند كه خط و خطوط بازي باعث نشود كه دلسرد شويم كه دشمن اصلي اين مردم يعني آمريكا و اروپا از آن سو استفاده خواهند كرد
توي اين چند روز هم در خوزستان دسمنان با تحريكاتي كه كردند متاسفانه منطقه را دستخوش مشكلاتي كردند ، افرادي كه در اين قضايا دست داشتند به بهانه توهین به اعراب دست به تحریک افرادی زدند اكثرا از ميان جوانان و نوجواناني بودند كه در اين بين قرباني مزدوراني بودند كه پول را گرفته اند و اين فلك زده ها را سپر بلا كرده اند البته در اين ميان طبق معمول آقايان چپ و راست براي هم ديگر خط و نشان ميكشند بعضي وقتها از اين همه كودني اين افراد حرصم در مي آيد آخر اين مملكت ملك آبا اجدادي شما كه نيست گند زني از اينها و فحشها نصيب رهبري بايد بشود خدا لعنت كند كساني را كه باعث ميشوند كه اين سيد و مولاي ما بدليل عملكرد اينها مورد هجمه قرار بگيرد.
ديگه راجب احزاب بسه ، يادش بخير يك شب با بچه ها در اسكله 3 آبادان و روبروي خطوط عراقيها در داخل ساختماني بوديم كه متعلق به باشگاه انكس شركت نفت بود و الان با كمال تاسف آن را تخريب كردند و بجايش سينماي تابستاني احداث كرده اند البته تاسفم نه بابت احداث سينما بلكه بابت از بين بردن يكي از آثار ارزشمند دفاع مظلومانه بچه هاي اين ديار بوده است ، خلاصه شب براي شام برايمان آش رشته آورده بودن ما هم دور
سفره و در حالي كه روشنائي محيط را دو تا فانوس تامين ميكردند بعد از دعاي سفره شروع به خوردن كرديم 
(جاي شما خالي ) خدا رحمتش كند شهيد سيد رسول صالح نيا چهره زيبايش ديدني بود كنارم نشسته بود كه خواست براي بچه بازهم آش بكشد كه من فانوس را بالاي ديگ آش گرفتم و او ظرف بچه ها را پر كرد و دوباره شروع به خوردن كردي كه مزه نفت در دهانمان آمد چيزي كه باعث تعجبمان بود كه موقعي كه شروع كرديم مشكلي نبود ولي بار دوم اين مسئله پيش آمد خلاصه شروع كرديم به گمانه زني و كشف الاسراركه بعد از كلي فكركردن آخرش فردا صبح متوجه شديم كه ته فانوس سوراخ بوده و در نتيجه تا صبح با عرض معذرت اروغهاي آلوده به بوي نفت دمار از روزگار ما در آورد .. البته اسكله 3 مقتل شهيد سيد رسول شد موقع عمليات والفجر 8 بود كه تك تير انداز عراقيها او را از دريچه سنگر هدف قرار داد خدا رحمتش كند .
شرکت در انتخابات یک وظیفه و حق است که بخاطر بدست آمدن این حق خیلی ها جان شیرین را نثار کردند آنرا مفت به دست نیاورده ایم انشا الله همه شرکت میکنیم.
يا علي
بسم رب الشهدا
سلام
ديروزاولين سالگرد شهادت نوجوان شهيد حسين عرضي بود كه در اثر پرتاب راكت هواپيماهاي آمريكائي در منطقه كوي ذوالفقاري آبادان به شهادت رسيد نوجواني كه در اثر انفجار تكه تكه شد و از يك خانواده مستضعف بود متاسفانه اين خبر براي بعضي از آقايان سياسي كار چون هيچ منافع حزبي نداشت اصلا مانوري بر روي آن انجام نشد و از طرف بعضي ها هم كه اگر سگ يك اروپائي در اين مملكت آسيب ببيند
فورا ده تا وبلاگ وسايت راه مي اندازند هم اصلا اشاره اي نشد . آخ از غريبي شهيدان اي كاش دست همتي بود تا بر قتلگاهش يادبودي مي ساختيم .
راستي جمعي از بچه ها اقدام به بر پائي نمايشگاه كنار شوراي اسلامي شهر كرده اند وقت كرديد سري بزنيد چون با همت خودشان است تا ۳۰ /۱ برقرار است
يا علي
سلام
دفعه قبل کمی راجب مسائلی نوشتم که از اول قصد نداشتم اشاره ای به آن بکنم ولی انتقاد یکی از عزیزان باعث شد در رابطه با آن مطلبی را بنویسم حقیقتا تا حدودی درست گفته بود ولی وقتی من وبلاگ را راه انداختم نیتم معرفی شهدا بخصوص شهدا آبادان بود و هست چون متاسفانه به لطف صدا و سیما آنقدر که جوانان ما از تام کروز و آرنولد قهرمانان هالیودی شناخت دارن و اسامی هزاران فوتبالیست و ووو که در زندگیشان بجز ایجاد هیجانات زود گذر هیچ فایده ای ندارد از قهرمانان واقعی دنیا و نه فقط ایران کمتر اطلاعاتی ندارند راستی هیچ فکر کرده اید که چرا آمریکا با تمام توان نظامی اش از برخورد با ایران تا کنون خود داری کرده است آیا فکر میکنید که بخاطر سلاح ومهمات ما است و یا موشک شهاب ۳ ؟!!! اگر در این فکر هستید که کاملا اشتباه است آنها اگر خوفی از ما دارند به واسطه شهامت و دلاوری خاصی است که در دیگر جاها آن را ندیده اند آخر همه جا را به آتش وخون کشیده اند ولی تاکنون رزمند های مجنون واری همچون بسیجی که به دنبال لیلی شهادت برای شکار تانک ۲۰۰ متر جلوتر از خاکریز خودی بدنبال تانک دشمن باشد را ندیده اند .
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند روبه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز کشتن مگریز مردار بود هر که او را نکشند
یا علی

سلام
بازهم عطر شهیدان دارد می آید فردا هم قرار است که در آبادان ۸ شهید گمنام تشیع شوند .
دوستی گله کرده بود که من راجع گذشته ها مینویسم خوب شاید حق داشته باشد ولی می خواهی از چه چیز حال برایت بنویسم نه اینکه نمیتوانم بلکه اگر به مذاقت جور در نیاید مرا متهم به چ و راست بودن میکنی که در این دوره چه حق ها به همین بهانه لگد مال شده است برایت بنویسم که روزی به من و امثال من رزمنده قهرمان میگفتند و هنوز ده سال نگذشته به خاطر منافع دنیوی شدم خشونت طلب ، فاشیست ، متحجر وووو فقط صرفا به این دلیل که با هیچکدام از خط و خطوط رایج تناسبی نداشتیم ولی دارای تفکر بدرد بخوری بودیم که در زمان جنگ با کمترین امکانات کارهای بزرگی را انجام داده بودیم آما دیگر بدرد بعضی از آقایان طرز تفکر ما بدرد نمیخورد چون رای شمای جوان را بدنبال نداشت س باید میشدم دیو تا توی جوان به سمت تفکری که داشتم جذب نشوی تا از عشی که ما دیده بودیم سخنی نشنوی ، ولی آنرا در کافی شاب با هزاران گناه تحویلت دهند .
باقی بعدا یا علی
سلام
یکی از ویژه گی های مدیریتی حضرت امام این بود که به افراد بر اساس لیاقت و کاردانی مسئولیت می سپرد و اصلا برایش موقعیت خانوادگی و سیاسی فرد اهمیتی نداشت و اعتماد بسیار زیادی به جوانان داشت که این اعتماد در یکی از سخت ترین مقاطع تاریخ انقلاب که صحنه جنگی بود که در ظاهر توسط عراق و در واقع آمریکا و شوروی سابق و دیگر کشورهای غربی که در اثر انقلاب ایران منافع نامشروعشان به خطر افتاده بود خودش را نشان داد .
در جنگ بود که جوانانی با سن ۲۱ سال به هدایت و فرماندهی جنگ و دفاع از آب و خاک این مملکت و اسلم پرداختند و امام در صحنه عمل به جوانان میدان داد و چه خوش درخشیدند این جوانان .
و حالا دشمن بر روی جوانان زوم کرده و اشتباهات بعضی از مسئولین و خیانت بعضی را به حساب بدی اسلام و انقلاب گذاشته و سعی دارد با گرایش دادن جوانان به سمت ناجی آمریکائی انقلاب و دستاوردهای آن را نابود کند ولی هرگز جوابی برای این نکته ندارد که آیا جوانان ما در زمان جنگ بدون حمایت های آنان از عراق شهید میشدند و اصلا چرا آن زمان به فکر جوانان ایران نبود ؟
به هر حال جوان ایرانی علی رغم تمام مشکلات وطن فروش نیست و درود بر آنان .
یا علی
بسم رب الشهدا
سلام
امروز شعری از مرحوم ابوالفضل سپهر که جنگ ندیده عاشق شهدا بود نوشتم . خدا رحمتش کند
آي دونه دونهدونه
نون وپنير وپونه
قصه بگم براتون؟
قصه اي عاشقونه؟
يه وقت نگين دروغه
يه وقت نگين كه وهمه
اون كه قبول نداره
نميتونه بفهمه
بريم به اون فصلي كه
اوج گرمي ساله
ماجراي قصه مون
داخل يك كاناله
كانالي كه توي اين دشت
مثل قلب زمينه
دور و بر اين كانال
پر از ميدون مينه ...
اونجا كه نوزده نفر
كنار هم خوابيدن
ببين چقدرقشنگن
تمومشون شهيدن
يكي ازش خون ميره
ببين چقدر آرومه
فكر ميكنم كه ديگه
كار اونم تمومه
مجتبي پا نداره
سر علي شكسته
مجيد دمر افتاده
كريم به خون نشسته
گلوله و گلوله
انفجار و انفجار
پاره هاي بچه ها
رقاب شده روي ديوا
صورت مهدي رفته
مصطفي سر نداره
رضا نعره ميكشه
خيز برو ، خمپاره
الو الو كربلا
پس نخودا چي شدن
ياور دو بگوشم
بچه ها قيچي شدن
كربلا ،كبوترا
از تو قفس پريدن
ما آذوقه نداريم
مهمونا رسيدن
كربلا جون بگوشي؟
جواب بده برادر
بيسيم اينطور جواب داد:
الو بگوشي ياور
چيزي نداريم كه تا
سر سفره بذاريم
ياور دو بگوشي
ديگه غذا نداريم
رضا منو نگاه كرد
صورتشو تكون داد
بغضي كردشو بيسيم
از توي دستش افتاد
عجب كربلائيه
نشون به اون نشونه
عطش نعره ميكشه
پنج روزه تشنه مونه
پنج روزه كه ميجنگيم
كشته ميشيم، مي ميريم
بيسبم ميگه عقبگرد
ولي عقب نميريم
رضاتشنه و زخمي
به زير نور آفتاب
من از پي گلوله
دنبال يك قطره آب
هيچي پيدا نكردم
خسته شدم ، نشستم
براي چند لحظه اي
هر دو چشامونه بستيم
ديديم كه توي باغي
شهيدامون نشستن
مخندن و مي خونن
درهاي باغ رو بستن
عجب باغ بزرگي
چه باغ رنگارنگي
پر از صفا ، پر از از عشق
عجب باغ قشنگي
بالهاي ملائك
هاروي دست بچه
ئي از شرابجام ها
توي دست بچه ها
من و رضا از بيرون
توي باغ رو مي ديديم
صداي بچه ها رو
اينجوري مي شنيديم
بچه ها
اينجا عجب حاليه
بچه ها هستين ولي
جاي شما خاليه آهاي آهاي
سلام
بعضی وقتها موقعی که کاروانها را به منطقه میبرم بعضی از عزیزان جوان شروع به سوال راجع شهدا میکنند که چظور به این جایگاه رسیدند آخر شوخی نیست که انسان آنهم نوجوانی که در منزل پدرش از یک گربه میترسیدند این چنین دلاورانه به نبردی برود که خیلی از کسانی که در این دوره زمونه به ما ها زخم زبون میزنند حتی جرات این را که تا اهواز هم بیایند را نداشتند شاید بعضی ها که فیلم لیلی با من است را که دیدند فکر کردند که کارگردان قصد غلو کردن راداشته است در حالی که این مسئله واقعیت دارد آری آن بچه ها با نماز و توسل به ائمه اطهار به این مقام رسیدند و آنان که موقع خطر گریختند مصداق حرفی هستند که شهید دکترمصطفی چمران در مورد آنها گفته و من در سر تیتر مطلبم آورده ام شهدا کار خود را کردند وما ماندیم ودنیائی حسرت که آنها برنده همیشه تاریخند.

سلام
خواستم چیزی بنویسم ولی ترجیع دادم که اربعین حسین تصویر شهدا را بگذارم تا خود آنها حرف بزنند


بسم رب الشهدا
سلام
دیروز هم کاروانی را برای زیارت شهدای شلمچه بردم ماشالله چقدر آنجا شلوغ بود مردم نشان داده اند که قدر شهدا را میدانند از همه نوع جمعیتی آنجا را برای زیارت انتخاب کرده بود انشاالله که شما هم بتوانید از این دیار دیدن کنید که اگر اهل دل باشی خاک و سنگ آنجا با تو حرفها دارد آری این دیار حکایتها دارد از حماسه فرزندان خمینی راستی که اگر کسی از عاشق و عشق سخن بگوید آن را فقط در این دیار باید جستجو کند و بس.یا علی

سلام
سال نو هم شروع شد با تمام زیبائی هایش یادش بخیر ما آبادانی ها یک نوع ماهی داریم که به آن صبور گفته میشود که از هر قشر آدمی طرفدار آن است که در تنور و یا داخل فر پخته میشود و در شکم آن مخلوطی از سبزی و پیاز و تمر هندی گذاشته میشود و بسیار خوشمزه است که به هیچ وجه نمیشود از آن چشم پوشی کرد خلاصه ما در منطقه که بودیم هوس خوردن این ماهی به سرمان زد و یک بار که من برای دیدن خانواده یه ماهشهر رفته بودم مادر خدا بیامرزمان مقداری از آن سبزی را که به آن حشو گفته میشود را به من داد تا برای پخت آن با مشکلی روبرو نشویم که ما هم چند تا ماهی جور کردیم و از آنجا که چند تائی از دوستان فقط وقت خوردن سر و کله اشان پیدا میشود قصد کردیم تا مخفیانه این کار را انجام بدهیم خلاصه با کلی مخفی کاری و عملیات مخفیانه در محلی نزدیک مقر و دور از چشم دشمنان ماهی مشغول پخت ماهی شدیم تا موقعی که مشغول آماده کردن آتش و گذاشتن آن بر روی توری در محل آتشدان بودیم باد از طرف مقر به سمت ما جریان داشت که در نتیجه آنها متوجه نمیشدند اما همینکه روغن ماهی بر روی آتش ریخت جهت باد تغییر کرد و آدم بود که از داخل مقر بیرون می آمد و بدنبال محل پخت صبورها می گشت که عاقبت ما را پیدا کردند که دیگه آن موقع قیافه ما کلی تماشائی بود که تنها از ۴ ماهی یک دانه نصیبمان شد و خاطره اش که در یادمان باقی ماند