تبليغاتX
با شهیدان آبادان
لیلایی شنیدم یا علی گفت به مجنونی رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز میکرد به گوش غنچه آندم یا علی گفت

خمیر خاک آدم چون سرشته چو بر میخاست آدم یا علی گفت

مسیحا هم دم از اعجاز میزد زبس بیچاره مریم یا علی گفت

مگر خیبر زجایش کنده میشد یقین آنجا علی هم یا علی گفت

علی را ضربتی کاری نمیشد گمانم ابن ملجم یا علی گفت

دلا باید که هردم یا علی گفت نه هر دم بل دمادم یا علی گفت

که در روز ازل قالوبلا را هر آنچه بود عالم یا علی گفت

محمد در شب معراج بشنید ندایی آمد آنهم یا علی گفت

پیمبر در عروج از آسمانها بقصد قرب اعظم یا علی گفت

به هنگام فرو رفتن به طوفان نبی الله اکرم یا علی گفت

به هنگام فکندن داخل نار خلیل الله اعظم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها شد کلیم آنجا مسلم یا علی گفت

کجا مرده به آدم زنده میشد یقین عیسی بن مریم یا علی گفت

علی در خم به دوش آن پیمبر قدم بنهاد و آندم یا علی گفت

 

التماس دعا  یا علی

+ نوشته شده در چهارشنبه 1384/10/28ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

فرخنده باد بر مسلمین عید بزرگ ولایت .

عید غدیر تنها عید شیعیان نیست این روز سالگرد تعیین جانشینی پیامبر خدا توسط شخص ایشان برای بقای دین خدا بوده وهست اما سرنوشت اسلام و مسلمین توسط کسانی که هنوز در تعصبات کور جاهلیت و نیرنگ یهودیان غوطه ور بودند بطور دیگری رغم خورد آری آنان که وقت نبرد از ترس جنگاور دشمن و علی رغم درخواست پیامبر برای رویاروئی با او از جای برنخواستند و علی را میداندار دیدند و نزول آیه را درشان وی نظاره گر بودند که چگونه علی (ع) را ستود و آنها را مورد تحقیر قرار داد و همانها که در وقت هجرت در غار همراه پیمبر از ترس نزدیک بود بود جان به جان آفرین تقدیم کند و باز هم آیه ای را در تحقیر خود از خدا شاهد بودند و حتی امر پیامبر خدا را در روز های آخر عمر مبار ک ایشان مبنی بر همراهی با فرمانده جوان و شرکت در جهاد را زیر پا گذاشتند و در حالی که علی (ع) در هنگام فوت پیامبر برای انجام اعمال کفن و دفن پیامبر مشغول بود همچون دوران جاهلیت با تشکیل شورائی خود خوانده و بر گزیدن یکی از ظالمین به حق خدا که خود نیز به ناجقزی خود معترف بود ولی از شمشیر ظالم دوم ترسید سرنوشت اسلام را به راهی دیگر بردند و باعث تفرقه در صفوف مسلمین گشتند و حال هم سلف آنها تحت نامهای وهابیت و سلفی گری و القاعده و امثالهم با انجام اعمال غیر انسانی و کشتار انسانهای بیگناه تصویری کریه و زشت را از اسلام به مردم جهان و نه سیاسیون جهان ارائه میکنند .

اما انها غافلند که عید غدیر طلیعه ظهور حجت خدا می باشد و انشا الله دیر نیست که صاحب همه ما ظهور خواهد کرد و با ما در این جشن فرخنده شرکت می کند . انشاالله

التماس دعا   یا علی

+ نوشته شده در چهارشنبه 1384/10/28ساعت توسط علیرضا بختیاری |

+ نوشته شده در سه شنبه 1384/10/27ساعت توسط علیرضا بختیاری |

شهادت و شهادت طلبی از دیدگاه قران واسلام
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1384/10/23ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

خواستم چیزی بنویسم ویا ادای نوشتن را در بیاورم ولی دلم راه نمدهد نمیدانم گریه کنم یا بخندم گریه کنم که  باز  هم یاران اسمانی شدند یا بخندم که که به ارزویشان رسیدند گریه کنم که دشمن از شهادت این بچه ها خوشحال شده یا شاد باشم که یاران بدور هم جمع شده اند نمیدانم خدایا تو را شکر واقعا امثال حاج احمد جز شهادت هیچ مرگی را لایق نبودند .

  •   بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران
    كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
    بگذار آتش غم جان مرا فروزد
    كز شعله وجودم روشن مزار ياران

  •  

    التماس دعا یا علی 

  • + نوشته شده در پنجشنبه 1384/10/22ساعت توسط علیرضا بختیاری |

    الشهدا

    سلام

    سلام شلمچه باز هم منم با تو اشنا و با خود غريب بازهم دلتنگ ياران گشته ام آن بزرگ مردان كوچك انان كه بي ادعا آمدند و رفتند تو كه خوب به ياد داري همانها كه بعد از كربلاي 4 مجنون وار در تب وصل شهادت به خود مي پيچيدند، يادت هست كه وقتي فهميدند عمليات در پيش ايت چطور از بيمارستان فرار كرده و بسوي تو آمدند آنشب گامهاي بچه ها خسته ات كرد درسته ولي عشق كردي مگر نه آن نجواهاي عاشقانه را شنيدي كه چطور از خدا طلب شهادت ميكردند تو خوب  ميداني كه آنشب دشمن چگونه در خواب غفلت فرو رفته بود و مستانه در خلسه پيروزي كوتاه بر ياران مهدي زهرا (ع) بودند كه همچو صاعقه بر سر شان تاختند فرو ريختن دژ شلمچه را خوب ديدي همان استحكامات پيچيده كه دشمن به آن فخر ميكرد ولي مثل موم در دست بچه ها له شد اما نه به اين سادگي پاتك هاي عراقي ها را يادت مي آيدو آن گازهاي لعنتي را كه هديه غربي ها به صدام بود آن 45 شب كه دشمن به زمين و زمان زد تا بتواند بهشتي ها را عقب بزند و به خيال خودش جهنمي از آتش بر سرمان باريد .

    خواستم بهت سالروز آن اوقات را تبريك بگويم ولي شنيدن خبري پريشانم كرد آري تو راهم جزو منطقه آزاد كرده اند و قسمتي از غنيمت براي نا محرمان ، همانها كه وقت خطر به هزار بهانه از تو و دفاع دور شدند  حال كه بوي پول مشام را مينوازد ناگهان تو را يافته اند و بر سر آنكه بر حفظ تو اصرار ميكند تاخته اند كه ما فرصت اسفاده از بازار عراق را به بهانه منطقه دفاع مقدس بودن تو و حفظ آثار جنگ بودن را نبايد از دست بدهيم  و اگر بازار عراق را از دست بدهيم چنين ميشود و چنان كه انگار تمام بازار ما از شلمچه است ، اما صبر كن  اگر انصافا كلاه خودمان را قاضي كنيم تو به چه درد ميخوري من چرا احساساتي ميشوم مگر نه اينكه چين همه چيز ميسازد خوب بعد از اينكه تو را تبديل به پاساژ و بازارچه كردند از آنجا چند تا شلمچه فابريك مي آورند ومي  برند تو تمام شهر ها كه سالي 3 الي 4 ميليون نفر هلك هلك راه نيافتند بيايند ديدار تو تا مسئولان منطقه آزاد دچار زحمت اجازه دادن ديدار شان از منطقه نشوند آخر يك مسئول بايد به فكر دنياي مردم هم باشد ديگر خون و خون ريزي بس است و فكر به آنهم كافيه مثلا يك جوان بيايد اين زمينهاي خشك و الوده به مين تو را ببيند و غرورش به غليان بيايد كه چي ، خوب وقتي فهميد كه جوانان هم س نوسال او با دست خالي جنگيدند كه بدرد نميخورد و احتمال ساده زيستي دارد و اين يعني كمتر خريدن و و وقتي كمتر خريد اقتصاد ضعيف ميشود وقتي هم اقتصاد ضعيف شد دشمن طمع به حمله ميكند و هزينه خريد سرباز از چين بالا ميرود پس عقل سليم ميگويد به بازار شيك و چند طبقه شلمچه خوش آمديد در ضمن در زمانهاي دور اينجا جنگي اتفاق افتاد.

    + نوشته شده در دوشنبه 1384/10/19ساعت توسط علیرضا بختیاری |

    بسم رب الشهدا

    سيري در زندگي نامه سردار شهيد  عبد العلي تميمي


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در دوشنبه 1384/10/19ساعت توسط علیرضا بختیاری |

    بسم رب الشهدا

    سلام

    سلام شلمچه منم آن زائر ناکام تو آنکه در روزگار نوجوانی تو را یافت و درک نکرد آه که چه چیزها که دیدی و گذاشتی تا قیامت میدانی این روزها ذلم بد جوری گرفته احساس غربت عجیبی بهم دست داده

    در میان دوستانم ولی تنهای تنهام دلم به این خوش است که سعی میکنم مثل بعضی ها نشوم و بقول بعضی ها هنوز ۵۷ فکر میکنم چکنم میخواهم بیشتر باهات درد دل کنم ولی باید بروم سر کار  .

    خداحافظ تا بعد

    التماس دعا

     

    یا علی

    + نوشته شده در جمعه 1384/10/16ساعت توسط علیرضا بختیاری |

    بسم رب الشهدا

    سلام

     سالگرد شهدا دانشجو و شهداي عمليات ۱۶ دي باز هم از راه رسيد و باعث شد تا تلويزيون بصورت كليشه اي يادي از آنها بكند يادكرد از حماسه اي كه باز هم جا پاي ليبرالها و خیانت آنها در ان آشكار بود آري بني صدر كه در آن زمان رئيس جمهور و فرمانده كل قوا بوذ در عملياتي كه در اين تاريخ در سال۱۳۵۹ به وسيله ارتش و نيروهاي سپاه انجام شد در حالي كه نيروهاي سپاه به فرماندهي شهيد بزرگوار سيد حسين علم الهدي موفق به راندن دشمن به عقب شده و تانكها و وسائل آنها را نابود كرده بودند با دستور عقب نشيني به نيروهاي ارتش كه با تانك به حمايت نيروهاي سپاه اقدام كرده بودند و بي اطلاعي شهيد علم الهدي و يارانش آنها را در حلقه دشمن بعثي رها كردند و آنها هم در نبردي قهرمانانه به جنگ تانكها رفتند كمبود سلاح و خستگي چند روز نبرد و هجوم جنون آميز دشمن باعث شد كه دشمن برتري پيدا كرده و شهيد علم الهدي و يارانش قتل عام شوند.

    پيكر اين عزيزان چند روز در آن محل بود و دشمن بعد از اين نبرد در يك اقدام تاكتيكي نيروهاي خود را جابجا كرد و به همين دليل امكان كشف اجساد و دفن آنها فراهم شد.

    حالا در اين محل كه مشهد شهداي هويزه به ياد اين عزيزان ساخته شده است و مادر گرامي شهيد حسين علم الهدا نيز بعد از فوت وصيت نمودند كه ايشان را هم در كنار فرند شهيدش دفن نمايند كه همكنون مدفن اين بانوي بزرگوار هم در آنجا است.

    با ذكر فاتحه اي ياد آنان را گرامي ميداريم.

    التماس دعا

    يا علي

    + نوشته شده در پنجشنبه 1384/10/15ساعت توسط علیرضا بختیاری |

    بسم رب الشهدا

    سلام

    امروز و با شرمندگی متوجه شدم که مادر بزرگوار شهید جمال گودرزی که یکی از فرماندهان شهید سپاه ابادان بود مرحوم گردیده اند و من بیخبر بوده ام این این شهید بزرگوار در وصیتنامه خود خواسته بود که وقتی که شهید شد یک دست لباس نو سپاه را که برای عروسی خود کنار گذاشته بود تنش کنند و در محوطه سپاه آبادان برای او مراسم نوحه خوانی برگزار کنند اری خمینی فرزندانی را برای این سرزمین تربیت کرد که هنگام شهادت با دوران طاغوت فاصله زمانی زیادی نداشتند و فساد و زشتی که برای منحرف کردن نسل جوان از سوی آن رژیم فراهم گردیده بود را دیده بودند اما دشمن نمیدانست که اینجا مملکت امام زمان است و آنکه پای سفره اهل البت (ع) نشست نوکری طاغوت نمیکند.

    التماس دعا

    یا علی 

    + نوشته شده در چهارشنبه 1384/10/14ساعت توسط علیرضا بختیاری |

    بسم رب الشهدا

    سلام

    شهر آبادان اين معراج شهدا در احايث و روايات معصومين بسار نام برده شده و به جايگاه ونقش مهم آن اشاره و تصريح گرديده است .

    آنچه تاكنون در مورد ابادان نام برده شده است بعنوان شهري صنعتي و مهد صنعت نفت بوده وكمتر به اهميت و جايگاه معنوي ان اشاره شده است .

    آبادان مهد تعدادي از ياوران آقا امام زمان (عج ) است يعني از همان 313 نفر كه در روز اول بخدمت ايشان حاضر ميشوند و اصحاب خاصه ايشان هستند 3 نفر آنان فرزندان اين شهر هستند كه نويسنده معروف شيخ علي كوراني عاملي در كتاب معجم الاحادیث الامام المهدي خود ذكر كرده و در كتب ديگر تا 10 نفر نيز نام برده شده اند منباب مثال در كتاب مجمع النوارين نوشته شيخ ابوالحسن المرندي تعداداين عزيزان را 10 نفر و نامهاي آنان را اينچنين ذكر نموده است (حمزه ، شيبان، قاسم،جعفر و عامر،عمر و عبدالميمن، عبدالوارث  ،محمد و احمد ) .

    البته افتخارات آبادان در زمينه مذهبي فقط به اين مسئله ختم نميشود و در آينده نكات ديگري را ذكر خواهم كرد .

    التماس دعا

    يا علي

    + نوشته شده در سه شنبه 1384/10/13ساعت توسط علیرضا بختیاری |

     بسم رب الشهدا
    سلام
    سال نو مسيحي بر تمام هموطنان مسيحي مبارك باد و اميدوارم كه در همه حال موفق و پاينده باشند
    شهر من آبادان در قبل از جنگ پذيراي 1500 خانوار مسيحي بود كه متاسفانه بعد از جنگ تنها يك خانواده به نام مانوكيان به شهر برگشتند و الان هم مشغول زندگي در اين شهر هستند ارامنه يكي از نجيبترين اقليتهاي ديني هستند كه در
    ايران زندگي ميكنند و بايد در اينجا از شهداي مسيحي و ارمني هم ياد كرد كه مردانه از وطنشان دفاع كردند و با ذكر مطلبي يادي از اين شهدا ميكنم
    در يكي از تهاجمات دشمن به خطوط ما و طي بازديدي كه ماهر عبدالرشيد كه از فرماندهان عالي رتبه ارتش عراق بود سرو صدائي كه از محل تجمع اسراي ما بلند بود توجه او را جلب ميكند
    و بعد از رفتن به ان محل اسيري را ميبيند كه خونين و مجروح در زير پاهاي سربازانش افتاده كه در پاسخ به سوال وي  كه چه خبر است ميگويند  هر چه او را ميزنيم به (امام) خميني فحش بده نميدهد كه وي به آنها ميگويد كه طبيعي است بسيجي به او فحش نميدهد  سربازها ميگويند كه او مسيحي است و ميگويد  او رهبر من است و من به او توهين نميكنم .
    ماهر عبدالرشيد بعد از شنيدن اين حرف نجوا كنان ميگويد  صدام را ببين  با كي خود را طرف كرده كه حتي مسيحيان او را ميپرستند اری این مردم با تمام وجودشان به ایران عشق میورزند و خدا رحمت کند شهدایشان را که باعث افتخار برای خود و مردم شدند.

    التماس دعا  

    یا علی 
       

    + نوشته شده در یکشنبه 1384/10/11ساعت توسط علیرضا بختیاری |

    + نوشته شده در شنبه 1384/10/10ساعت توسط علیرضا بختیاری |

    بسم رب الشهدا

    سلام

    باز هم زمستان آمد من دلتنگ شبهای وداع یاران یاد ان شبها که ملائک اسمان از گریه بنی ادم در شوق وصال به حیرت می افتادند همانها که جز به عشق سرور و سالارشان قصه مجنون و عاشقی را از سکه انداختند خدایا تو خود شاهدی که دلتنگ شهیدانم دلم گرفته آنها تو را یافتند و من تنهایم و مشغول گناه گرفتاری دنیا را بهانه کردهام برای بی تفاوتی خدا یا برای خودم بگریم یا برای مظلومیت یاران خمینی.

    التماس دعا

    یا علی

     

    + نوشته شده در جمعه 1384/10/09ساعت توسط علیرضا بختیاری |

    بسم رب الشهدا

    سلام اروند مرا یادت می آیدآنشب کنار تو با بچه های گردان منتظر شنیدن رمز عملیات  بودیم و ورود غواصهارا که ارام و دلباخته وارد آغوش تو شدند  نظاره کردیم و دقایقی بعد با خیانت منافقین و کمکهای امریکا دشمن انها را ملکوتی کرد یادش بخیر عجب شبی بود شیعه های تنوری واقعا انشب تنوری شدند قایقها که یادت هست چطور هدف قرار میگرفتند و شعله ور میشدند راستی دیدی بچه ها فرار کنند فکر نکنم که حتی یک نفر را هم دیده باشی این سیره فرزندان خمینی بوده و هست .

    گر دل شیر نداری سفر عشق مرو

    یا علی

    + نوشته شده در شنبه 1384/10/03ساعت توسط علیرضا بختیاری |