تبليغاتX
با شهیدان آبادان
بسم رب الشهدا

سلام

امروز خبر دار شدم که یکی از بچه های مخلص شهرم به رحمت خدا رفته مرحوم علی نکوئی را میگویم که چه در لباس ورزشکار و چه رزمنده به این شهر و مملکت خدمت کرد خدا رحمتش کند این ضایعه را به خانواده گرامیش تسلیت میگویم .

آبادان دارد فرزندانی را از دست میدهد که دنیائی خاطره را با خود میبرند .

التماس دعا یا علی

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1384/11/29ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

امیدوارم که حال تمام دوستان خوب باشد خوب این مردم هم که یک ضد با حال به غربی ها زدند درود بر این مردم شهر من هم از این افتخار بی نصیب نبود خدا خیرشان بدهد .

 امروز میخواهم خاطره ای از سردار شهید شهرم فرمانده دلاور گردان زرهی مقداد آبادان شهید حمید طاهری برایتان بنویسم:

قبل از حمله شکست حصر آبادان در حمله ایستگاه ۷ آبادان بازوی حمید ترکش خورد و استخوان دستش شکست . او را به بیمارستان طالقانی بردند .

قرار بود طی سه روز آینده همه را به جبهه منتقل کنند حمید هم به هر ترتیبی که بود سه روز بیشتر در بیمارستان نماند و بعد از سه روز خودش دستش را بسته بود و با همان دست مستقیم به جبهه آمد و هر چند روز یکبار برای عوض کردن باند دستش به شهر می آمد و دوباره برمیگشت جبهه.

چون در خط مقدم پر از خاک بود این دستش عفونت شدیدی کرده بود و هرچه به او میگفتیم که برو به فکر دستت باش خیلی آرام میگفت که اهمیتی ندارد .

یعنی عوض کردن باند دستش برای این بود که بتواند از آن به عنوان ابزار استفاده کند .یعنی برای این چیزها ارزش قائل نبود .

خانواده اش برای دیدن او که نزدیک دو سال بود که او را ندیده بودند به اهواز آمدند ولی موفق به بردن ایشان و گرفتن مرخصینشدند .

فرمانده تیپ با شنیدن این خبر ناراحت شد و به اجبار او را به مدت پانزده روز از گردان معلق کردند تا ایشان جهت دیدن خانواده اش به شیراز برود ولی او به مسجد بازار فیه (مسجد ابوالفصل ع ) رفتند. وقتی خبر به فرمانده تیپ رسید ایشان را به گردان برگرداند و قول منزل رفتن را از او گرفت

حمید فقط دو روز به مرخصی رفت و یک شب در منزل بود با همان لباس بسیجی روی قالی خوابید و صبح زود هم عازم اهواز شده بود .

+ نوشته شده در سه شنبه 1384/11/25ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

بدنبال اهانت غربی ها تحت ادعای آزادی بیان جمعی از غیرتمندان با امضای توماری به سازمان ملل شکایت کرده اند برای امضا به آدرس زیر بروید

 

شکايت اينترنتی به سازمان ملل از جسارت به پيامبر رحمت

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1384/11/23ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

ایام حسینی را به شما تسلیت عرض میکنم توی این چند روز واقعا ایران چه حال و هوائی داشت واقعا کیف کردم از غیرت این ملت که با وجود گذشت ۲۷ سال از پیروزی انقلاب و تمام مشکلاتی که برایشان بوجود آمده و بی کاری و فقر و دهها مشکل دیگر ثابت کردند که هرگز در مقابل دشمن کوتاه نمی آیند و امروز هم که سنگ تمام گذاشتند خصوصا شهر خودم ابادان که با تمام مشکلات مردم جانانه پای کار آمدند و ثابت کردند که سینه ای که مهر حسین در آن جا گرفت با نان و آب دگرگون نمیشود امشب برای اینکه حال رادیو آمریکا را بفهمم رادیو را روشن کردم و واقعا شوکه شدن آنها و عصبانیتشان را از صدایشان میشد فهمید خصوصا آن دلقکی که به اصطلاح از تهران زنگ زده بود که در محل تهرانش هم شک دارم لابد از تهرانجلس منظورش بوده که مدعی بود و قسم مسخورد که تمام جمعیت ۳۰۰۰۰۰ نفر بود واقعا که زهی بیشرمی که با حرفهائی که میزد به شعور و فهم این مردم توهین میکرد یا یکی دیگه که مدعی بود مردم را به وعده پول به خیابان کشانده اند .

به هر حال این گفته شهید بهشتی را باید تکرار کرد که به آمریکا بگوئید که از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر .

التماس دعا یا علی

+ نوشته شده در شنبه 1384/11/22ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

این روزها دنیا تحت الشعاع دو خبر است یکی مسئله هسته ای ایران و دیگری اهانت مطبوعات غربی به پیامبر گرامی اسلام و در هر دو مورد روسیاهی آنان در مورد حقوق بشر و دموکراسی آشکارتر شده است در مورد توان اتمی ایران در حالی که کشورهائی مانند هند و پاکستان با وجود عدم امضای قرارداد الحاقی پروتکل و با وجود منازعات و جنگ های سابقه دار آنان که امنیت جهانی را به خطر می اندازد و دستیابی هر دو کشور به سلاح هسته ای هیچ واکنشی از سوی غرب مشاهده نشده و یا رژیم اشغالگر فلسطین  که با وجود داشتن بیش از ۲۰۰ کلاهک هسته ای تاکنون اجازه کوچکترین بازرسی را به سازمان های مدعی نداده است اما فشار به ایران با وجود تمام مسائل بسیار زیاد است و حالا هم با وجود عدم کشف هرگونه تخلف برای نابود کردن علم بومی هسته ای ما به ترفندهای مختلف کار را به گزارش به  شورای امنیت سازمان کشانده اند که سابقه این شورا  در زمان جنگ تحمیلی هم بسیار سیاه است چه آن زمان که جنگ شروع  شد و چه موقعی که با وجود تائید بمباران شیمیائی از سوی عراق هیچ واکنشی نشان نداد ولی حالا برای کار انجام نداده باید ما را از آن بترسانند و ذلیل تر افراد زبون داخلی که ...بگذریم

مطلب بعدی توهین به ساحت رسول الله است که با وقاحت تمام دول غربی خصوصا دولت آلمان که در جنگ عراق را به سلاحهای شیمیائی مسلح کرد اعلام کرده اند که عمل روزنامه های آن کشورها احترام به آزاذی بیان است اما همین کشورها به هیچ دانشمند و محققی اجازه صحبت در مورد افسانه سوزاندن یهودیان توسط رژیم نازی را نمیدهند و کسانی که هر گونه تشکیکی را در این مورد بیان کنند به زندان می افکنند براستی اسم این تناقض را چه میشود گذاشت .

یکی از دوستان ازادهتعریف کرد که هنگام عملیات والفجر مقدماتی بدلیل پیشروی زیاد در محاصره عراقی ها افتادیم و صبح متوجه شدیم که در کانال کوچکی در میان نیروهای عراقی هستیم و هر لحظه منتظر بودیم که به ما حمله کنند اما ظاهرا متجه ما نشده بودند به همراه چند نفری که یالم بودند منتظر بودیم تا شب شود و خود را از درون کانال خارج کنیم و به عقب برگردیم که متجه رزمنده جوانی شدیم که در حالی که قبضه آر پی جی ۷ را در دستش داشت به سمت ما آمد و گفت من اسیر نمیشوم و با گفتن این حرف به سمت جاده ای که نیروهای عراق از روی آن تردد میکردند رفت و در میان جاده نشست به سمت جیپی که میآ مد آتش کرد و با منهدم شدن جیپ بدن او هم آماج گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید آری دنیا بداند که هرکه با دین خدا در بیافتد با فدائیان امام زمان روبرو است و این نه یک شعار بلکه عین واقعیت است .

یا ابا عبدالله انی سلمن لمن سالمکم و حربن لمن حاربکم

التماس دعا یا علی

+ نوشته شده در سه شنبه 1384/11/18ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

عاقبت غربی ها کاری را که میخواستند انجام دادند  کاری را که در زمان جنگ انجام دادند به شکلی و حالا به شکل دیگه اما خنده دار توجیهات یک عده است که میگویند چون رئیس جمهور فلان حرف را زده این نتیجه حاصل شده راستی به همچو افرادی چه باید گفت تا کی میخواهند در خواب خرگوش بسر برند تا کی میخواهند ما را بترسانند مگر ما از کره شمالی با تمام مشکلاتشان کمتریم که به هیچ وجه حاضر نیستند از حقشان کوتاه بیایند آخه آنها که حسین و ابوالفضل که نداشته اند اینطوریند ما که به مولایمان اقتدا کرده ایم چرا باید خوف داشته باشیم دشمن به کمتر از ذلت ما راضی نیست چرا خودمان را گول میزنیم ما در زمان جنگ آگر آتش بس بدون عقب نشینی دشمن و اعلام متجاوز را قبول نکردیم به خاطر این بود که به دام مذاکرات طولانی و بدون حاصل و خاک در سیطره دشمن نیافتیم کاری که متاسفانه افراد به اصطلاح مردمی دولت محترم گذشته به آن دامن زدند راستی حاصل ۲ سال مذاکرات تا روی کار آمدن دولت جدید چه بود که دولت جدید آن را خراب کرد اصلاتا آخرین لحظه غیر از توقف کامل تلاشهای هسته ای ما صحبتی کردند نگاهی به گذشته چراغ راه آینده است .

درود بر احمدی نژاد که با اقتدا به سرور خود امام حسین (ع) با دستور به مسئولین هسته ای دوباره غنی سازی را شروع کرد تا دنیا بداند فرزندان ایران زیر بار زور نمیروند و دنیا جای ترسوها نیست .

دنیا بداند ما فرزندان محرم و عاشورائیم و تا کربلا هست عاشورا هم هست و تا ظلم هست مبارزه هم هست.

التماس دعا یا علی

+ نوشته شده در یکشنبه 1384/11/16ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

شب جمعه که میشددعای کمیل می خوانداشک همه را درمی آورد بلند میشد راه می افتاد توی بیابان

پای برهنه روی رمل های بیابان می دوید و گریه میکرد امام زمان را صدا میزد .بچه ها همه دنبالش زاذ میزدند می افتادند  بی هوش میشد  هوش که می آمد میخندید جان میگرفت دوباره بلند میشد میدوید ضجه میزد یابن الحسن یابن الحسن میگفت صبح که میشد ندبه میخواند بیابان تمامی نداشت اشک بچه ها هم .

التماس دعا یا علی

+ نوشته شده در شنبه 1384/11/15ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

باز هم محرم آمد با همه شور و نوایش یاد ایام جنگ و عزاداری های بی غل و غش بچه ها بخیر آن ایامی که هر سنگری برای خودش حسینیه ای بود بی تکلف اصلا چیزی که با ذات بچه ها جور نبود خود نمائی و فخر فروشی بود وریا چون یاد داشتند که مولا یشان برای دین خدا از همه چیز خود گذشت و آنها حداکثر از جان مایه گذاشته اند .

تو آبادان ایام جنگ و خصوصا بعد از شکست حصر و حضور بیشتر مردم در آبادان خصوصا سال ۱۳۶۲ عزاداری ها مانند ایام صلح انجام میشد و این در شرایطی بود که شهر آبادان در کنار مرز و زیر آتش دشمن بود ومساجدی مانند مسجد امام موسی بن جعفر (ع) و مسجد امام خمینی (ره) و مسجد طالقانی کوی کارگر و ده ها مسجد دیگر آبادن برقرار بود و مردم و رزمندگان در این مراسم شرکت میکردند و چه حالی داشت وهمین روحیه مردم دشمن را دیوانه میکرد که باعث گلوله باران شهر میشد .

التماس دعا یا علی

+ نوشته شده در سه شنبه 1384/11/11ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

دلم در گرو عشق تو است يا حسين جان ديوانه و حيران توام حسين جان

حسين جانم بي عباس تو را نشناخته ام عباست تمام فكر من است اصلا بي عباس نميتوانم به تو فكر كنم آخر آن همه ادب و حياي عباس آدم را ديوانه و مجنون ميكندحسين جانم گفته اند هيچوقت تو را برادر صدا نزد  و همواره گفت يا مولاي الا در علقمه و كربلا ، اما ميگويند كه زينب (س) از عباس گله كرد كه تو را يكبار برادر ناميد ولي هيچوقت مرا خواهر نگفت و هميشه مولاتي يعني سرورم صدا زد.

 اي شرم بر من كه جيره خواره سفره شمايم ولي بي حيايم خدايا باز هم محرم آمد و محرميان به پيشواز آمدند خدايا حسينيان در خوزستان واهواز به پيشواز مولايشان رفتند آنهم با اهداي بهترين هدايا ، خدايا 6 قرباني به درگاهت آمدند تا ثابت كنند كه شيعه همواره با سرور و سالار خود عهدي دارد كه جز با خون منعقد نميشود ، نماز عشق را دو ركعت است كه وضويش نباشد الا به خون .

چهل روز تمام بعد از نماززيارت عاشورا ميخواند تا خدا دعايش را اجابت كند و شهيد شود

به شوخي بهش گفتم اين عمليات اين قدر فشارش زياد است. كه اگر نخواهي هم شهيد ميشوي به نذر و نياز حاجت نيست .

گفت : اگر شهيد هم نشم باز هم از فردا ميخوانم و اين قدر چهل روز چهل روز ميخوانم كه شهيد بشوم .

روز چهلم كار فيصله پيدا كرد بدور دوم نكشيد.

 

التماس دعا   ياعلي 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1384/11/09ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

دلم باز تنگ شهیدان است امشب

راستش اصلا دل و دماغ نوشتن را ندارم وقتی به صفحه تلویزیون نگاه میکنم و بدنهای جزغاله شده مردم را میبینم دلم اتش میگیرد ولی کاری از دستم بر نم آید اصلا حوصله ندارم .

التماس دعا

یا علی

رنگ سبز خطوط هم مال غالب قبلی بود تعویض شد

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/11/06ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

از دوستان خوبم بابت تعویض مکرر قالب در این مدت عذر میخواهم چون در مورد قالب امام علی قدری دیر بالا می آمد  آن را عوض کردم .

الان که دارم این مطلب را مینویسم به سمفونی خرمشهر گوش میدهم آری خرمشهر شهری که بقول شهید آوینی شهیریست از آسمان با مردمی مهربان وقانع .

هر سال از این موقع ها آمدن کاروانهای راهیان نور شروع میشود و خدا به من هم لطفی میکند تا بعنوان راوی جنگ در خدمت بعضی از آنها باشم خدا کند بتوانم وظیفه ام را انجام دهم دعا منید .

التماس دعا

یا علی

+ نوشته شده در سه شنبه 1384/11/04ساعت توسط علیرضا بختیاری |