تبليغاتX
با شهیدان آبادان

بسم رب الشهدا

سلام

نقد من بر فيلم اخراجي ها پاسخها و اظهار نظر هاي متفاوتي را به دنبال داشت كه بعضي موافق و بعضي ميانه و بعضي هم مخالف بودند خوب اين باب خيري بود كه اميدوارم هميشه بتوان نظر خود را ابراز نمود اما متاسفانه دوستان مخالف بنظر مي ايد كه زحمت مطالعه مطلب را به خودشان نداده و تنها به نوشتن مطلبي در مخالفت با من و نقدم بسنده كردند كه اين نيست مگر متاسفانه تنها و تنها نتيجه علاقه دوستان مخالف به اقاي ده نمكي وبس و فريب اظهارات اين دوستان كه متاسفانه ضررهاي وارده از سوي ايشان و دوستانشان به وجه بسيجيان و بچه مسجدي بيش از منفعتشان بوده و كلا سيماي يك بسيجي را به وجه ظاهري و پوشيدن شلواري استتاري و لباسي سفيد و الباقي قضايا من خودم از كساني هستم افراد متعرض به نواميس مردم بسيار شديد برخورد كرده و بارها مورد حمله و تهديدات جاني و مالي قرار گرفتم كاري كه بعيد ميدانم اقاي ده نمكي و دوستان انصاريشان جرات انجام آن را داشته اند خوشبختانه نه اسمي از خود اشكار كرده ام و نه فاميلي و حالا حالا ها هم قصد اين كار را ندارم اما با جوانان و مخالفين فكري خودم هيچگاه با ضرب و شتم و رفتارهاي آنچناني اين اقايان برخورد نكردم اما بدليل نحوه برخورد اين جماعت و فضاي فكري كه درست كردند بسياري بر اين تصور بودند كه من هم از اين جماعت هستم و هنگامي كه به صحبت ميپرداختيم و دوستان اندك اعتمادي به من پيدا ميكردند دليل تفكر خود را رفتار و منش اين جماعت ميدانستند آري اينان با رفتار خود و انحصار تفكرات مذهبي به نفع خود كاري كردند كه گاها كه با كاروانهاي راهيان نور تحت تاثير تفكرات ظانان مواجه ميشدم زبانا اقا اقا ميگفتند اما مرگز فرماندهي شان همين دوستان بودند من عادت به نان به نرخ روز خوردن ندارم و نوكري چپ و راست را هم مقصد خود قرار ندادم اما دوستاني كه مدعي تابعيت از ولايت بوده و هستند چطور؟هزينه هاي كارشان را از كجا تامين ميكردند ؟ همان زمان كه رهبر معظم انقلاب بارها از تند روي پرهيز ميدادند اين آقايان صحبتهاي رهبري را در نشريه اشان چاپ ميكردند اما باز روز از نو و روزي از نو اما از آنجا كه بار كج به منزل نميرسد از درون با هم اختلاف پيدا كردند و كارشان حتي به دادگاه هم كشيد (بر اساس مصاحبه روزنامه ايران زمان اصلاحات با اقاي ده نمكي ) البته من چيزي به نام اصلاحات و اصلاحاتچي را قبول ندارم چون اكثر كساني كه در شهرم ابادان مدعي دوم خرداد شدند پرونده اشان حاكي از ديكتاتور منشي تاكنون بوده كه اين خود مشتي از خروار است.

دوستي تحت تاثير اين قيلم مرا از جنس آقائي قلمداد كرده كه جبهه قسمتش نشده بخدا گفتن اين حرفها را دون شان خودم ميدانم اما خدا را شكر اسمي مشخص بر وبم از خود بجا نگذاشته ام تا بدنبال نام و ننگي باشم اما براي رفع سو ظن اين عزيز البته اگر حوصله خواندن مطلبم را داشته باشد مينويسم كه زماني كه اقاي ده نمكي و دوستانش به فكر راه انداختن انصارشان بودن من ودوستان بسيجيم همچنان به جنگ با منافقين و ضد انقلاب در همين ابادان و خوزستان مشغول بوده و هستيم دوستاني كه منافقين بارها با ذكر از راديو منافق تا قبل از سقوط صدام نام ما را مزدوران جمهوري اسلامي لقب داد بارها شب تا صبح بدنبال اين خائنين به وطن در ميان نيزارهاي ساحل رودخانه تا صبح از جان مايه گذاشتيم از هر طرف حرف خورديم اري عزيز من شما حق داريد راستي تا حالا به سالن سر پوشيده مجتمع ورزشي انقلاب رفته اي ؟من كه رفته ام اما نه با ميل و رضا چون در اثر گاز خردل البته نه خردل خوردني ماليده شده بر پيتزا و ساندويچ بلكه همان گاز لعنتي كه تا الان جسمم را از درون دارد ميخورد راستي امروز هواي شهر شما چطوري است ؟هواي ابادان كه گردوخاك بود و نفس من هم تنگي ميكرد و الان هم كه دارم اين مطلب را مينويسم گلويم چرك كرده ،من و اقاي ده نمكي هم سنيم اما اين را ميداني كه اطلاعات ايشان از دفاع مقدس خلاصه ميشود به چند تا عمليات لشكر 27 حضرت رسول ؟من حاضرم با ايشان در هر جا بگويد در رابطه با جنگ و دفاع به مناظره بشينم و مطمئن باشيد كه ايشان در چنته چيزي ندارد اري درد من اين است كه امثال ايشان و نه آويني ها دست به تعريف دفاع ميزنند راستي اين را ميداني كه تاكنون در برابر پرسشهاي من سكوت اختيار كرده است ؟راستي اگر ايشان بچه تهران نبود و از قضا بعضي ها گنده اش نميكردند شما اسمي از او ميشنيديد اري درد بزرگ ما اين است كه جنگ از تهران تعريف ميشود و همه چيز از لشكر تهران اما از دفاع مردمي همان مردم كوچه و بازار اباداني و خرمشهري ، قصر شيريني، سوسنگردي وووو همه چيزش را براي انقلاب و اسلام داد اما هنر دوستان تهراني كردن جنگ و دفاع است اري همه نوع افرادي در جنگ بودنداما براستي اين افراد مد نظر ايشان چند درصد بچه هاي جبهه را تشكيل ميدادند آيا كسي سهام خياط اين نوگل محب باغ اهل البيت را ميشناسد كه با سن يازده ساله خود در بستان به طرف دشمن هر روز سنگ پرتاب ميكرد و عاقبت به تير دشمن به شهادت رسيد ، ايا كسي اوس قباد سلماني آباداني را ميشناسد كه در اوج خطر شهر را ترك نكرد و در همان خانه اش مرد و جسدش كرم انداخت تا يكي از بچه هاي محل او را پيدا كرد نه عزيزان درد من اين چيزها است، درد فراموش شدن قهرمانان واقعي جنگ و علم شدن حاج مجيدها است انهم از نوع قلابيش .

دوستي سوال كرد كه آيا با ساختن فيلم راجب الماني ها ايا همه آنها را فاشيست ميدانند پاسخ اين است كه متاسفانه در اثر ساخت اينگونه فيلمها الان مردم المان به آنچنان تحقيري رواني دچار شده اند كه حتي از اين برهه از تاريخ كشورشان جرات به زبان آوردن ندارند چون محكوم به يهودي ستيزي ووو ميشوند اري تاثير همين فيلمهاست كه هر سال ملياردها يورو بايد به اسرائيل و يهوديان پرداخت كنند صنعت سينما ابزار بسيار قدرتمندي است كه يهود و صهيونيست به كارائي بسيار قدرتمند ان پي بردهاند .

فراموش نكنيم كه فيلمهاي بسياري براي تهيج و القاي تفكر نژاد پرستانه ساخته شد كه تاثيرات مخرب خود را بر جا گذاشته است .

اما دوست گرامي كه از من كمي هم دلگير شده است عزيز من هر كس را براي كاري ساخته اند و من را هم براي كاري كه گوشه اي ازان همين وب نويسي است انتظار بايد در حد وسع باشد و هر كس اگر به آن توانائي كه دارد بپردازد فكر ميكنم حاصلش بهتر باشد .

حرف بسيار است اما تا همين حدش هم زياد اما من براي اقاي ده نمكي اين تووصيه را دارم كه يادت باشد رمز پيروزيهاي ما كار براي خدا بود و بس من از نوشته هاي وبت چيزي را دريافتم كه اميدوارم خطا كرده باشم اما متاسفانه در آن كمي خود باختگي و حب نفس را ميبنم .

دوستاني هم در موافقت نوشته بودند كه از انان هم اميد حلاليت دارم كه اميدوارم به حق نوشته باشم

يا علي التماس دعا

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/28ساعت توسط علیرضا بختیاری |

 

بسم رب الشهدا

سلام

زاد روز تولد بی بی دو عالم ریحانه اهل بهشت و فرزند رشیدش خمینی کبیر بر تمامی محبان اهل البت عصمت و طهارت گرامی و فرخنده باد.

اين بار نقد فيلم اخراجي ها را گذاشته ام البته اين ديدگاه من نسبت به اين فيلم است و اميدوارم كه از حق بيرون نرفته باشم مدتي منتظر بودم تا نسخه كامل آن كه مدتها وعده آن را داده بودند به بازار بيايد اما !!!! فقط نسخه اي كه در سينماها به نمايش گذاشته شده بود را عرضه كردند كه بايد به برادران عزيزمان تبريك گفت چون اقلش اين است كه مردم اخراجي هاي 1+1 را با چندميليون پرداختي ديگر نگاه ميكنند .

يك مطلب را متذكر ميشوم و انهم اين است كه من از آن دسته افرادي نيستم كه با القاب و نسبتهاي مقدس و اسم شهدا و اينگونه مسائل بتوان گولم زد و به نيت پشت قضايا اهميت بيشتري ميدهم تا صورت ظاهر .

البته مطلب کمی طولانی است حوصله داشتی بخوان و اگر شد نظرت را هم درج کن تا  آگر مرتکب خطائی شده ام تصحیح نمایم و یا توضیح واجبی درج کنم .

التماس دعا یا علی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/04/13ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

نميدانم كدامش سخت تر است اينكه ببيني مشتي خود فروخته به پا بوس اربابشان بروند و در كمال خوشي و صفا لانه روباه را ترك كنند يا اينكه جلو چشم آنهمه ادم !!!!!

ببيني دختران رهرو زهرا (ع)توسط يك بي حياي به اصطلاح لباس شخصي كتك بخورند و جيك كسي هم در نيايد  چرا  راستي و چپها خفه خون گرفته اند و  راستي هاي متشرع ما جيك نزدند چون منافع هر دو گروه در ارتباط با انگليس است چون بازار را بايد چرخاند و خدا را خوش نمي آيد كه خلق خدا بي مايحتاج بمانند آخه آدم نميتواند كه بخاطر كتك خوردن چند تا دانشجو وزير و وكيل را به مجلس بكشد اي مرده شور اين اصول گرائيتان ببرد كه دختر و پسر به هم تزويج ميكنيد و دختر و پسرهاي مردم را به امان خدا رها

اي مرده شور ريخت هر چي اصلاح طلب را ببرد كه وقتي فواحش و دزد و متجاوزين به عنف را ميگيرند از حقوق شهروندي دم ميزنند اما دريغ از حقوق يك ملت تا الان چند بار خواستم به خشم خودم فائق بشوم و بگويم بي خيال اما مگر مرده ام و مگر غيرت ندارم خدايا چكنم از ديدن اين صحنه ها كه هنوز قلب و روحم را مي فشارد اين بابا كي بود كه مقابل چشم همه آمد زد و توهين كرد و رفت و كلي افسر و درجه دار و سرباز انگار كه نه انگار كسي هست كه پاسخ دهد افسوس كه نبودم افسوس كه آنوقت به اين پهلوان پنبه نشان ميدادم كه مردي يعني چه و اما تبريك به فرمانده ناجا آفرين بر شما كه چتر امنيتي تان بي نقص بود امابراي خائنين به وطن و ايران و اسلام و تسليت بر امام زمان و خامنه ای مظلوم كه در جلوي چشمان شما نواميس شيعه بخاطر اعتراض به اجنبي پرستان بايد كتك بخورند و صداي شما هم در نيايد .

راستي آن همه پليس زنتان كه در مانور ها خوب كماندو بازي در مياورند كجا بودند لابد اقاهاشون اجازه نداده بودند بيايند .

الان دارم صحنه هاي زمان جنگ در ابادان را نگاه ميكنم و غيرت منداني را ميبينم كه چه بگويم فقط اين را بگويم نميدانم جواب شهدائي را كه الان دارم تصاويرشان را ميبينم چطور بهم.

التماس دعا يا علي

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/04/03ساعت توسط علیرضا بختیاری |