تبليغاتX
با شهیدان آبادان

بسم رب الشهدا

سلام

شب دير وقت از سينما امدم البته نه الان سال 57 را ميگويم .......بقیه در

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/30ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

میلاد مسعود اما سجاد علیه السلام بر همه مبارک باد .

دو تا عکس که دیشب از یکی از پارک های کوچک شهرم گرفتم میگذارم قبلا این نقط جزو یکی از باشگاهای پالایشگاه بود که بعد از انقلاب به نام کمیته عشایر معروف شد و در زمان جنگ مقر اصلی کیته انقلاب اسلامی بود که بعدا در ناجا ادغام شد و الان ساختمان اصلی آن به آموزش و پرورش داده شده که در آن کارهای فرهنگی ورزشی انجام میشود.

 

امیدوارم که خوش باشید

التماس دعا یا علی

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/05/28ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

سالروز تولد بزرگ مرد وفا و ادب حضرت ابولفضل العباس شیر میدان عشق و ماه بنی هاشم بر تمامی شیعیان و محبان اهل البیت مبارک و گرامی باد .

امروز روزی است که جانبازان با افتخار و سربلندی از آن یاد میکنند روزی که سند افتخار تمامی رهروان طریق ولایت است امروز روز کین و حقد دشمنان اهل البیت هم هست انان که با دیدن دلاور مردی های مردان مرد از شدت عصبانیت مزار شریف امامان را مورد تعدی قرار میدهند و در این راه بازهم شکست را نظاره میکنند اری بسیجی در این دنیای خاکی الگوهائی دارد که اگر تمام دنیا هم با او بجنگد از سر عهدش باز نمیگردد چرا که بزرگ سردار کربلا الگوی اوست همان شیر مردی که مادرش او را با سه برادر دیگرش به کربلا فرستاد تا از امام و برادر خود پشتیبانی و یاری کند همان مادری که وقتی کاروان از شام باز میگشت از فردی جویای احوال شد و آنکس که او را میشناخت در پاسخ از شهادت سه فرزندش ذکر کرد اما مادر جویای حال حسین (ع) شد مخاطب به تصور اینکه او جویای حال ابوفاضل است با تانی او را به شهادت ابوفاضل خبر داد و با زهم دید که ام البنین جویای حال امام خویش است و آنگاه که خبر شهادت امام را به او داد ضجه ای زد و شروع به مویه کرد و در رثای امام خویش مرثیه خواند .

اری شیعه مفتخر به داشتن همچو مادری است تا ابوفاضل را حاصل باشد راستی در این دنیای مادی کیست که در عهد و وفا به پای ابوالفضل (س) برسد.

روز جانباز روز یاد آوری عشق به اهل البیت (ع)گرامی باد .

دریغ از فراموشی لاله ها

+ نوشته شده در شنبه 1386/05/27ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

بالاخره ماه شعبان هم از راه رسید سال قبل نوشتم که عجیب این ماه ارتباط تنگا تنگی با کربلا و عاشورا دارد تولد امام حسین (ع) و آقا ابوالفظل العباس علمدار کربلا و  امام سجاد وارث عاشورا و علی اکبر (س)در این ماه است و تولد منتقم خون شهیدان کربلا هم در میانه این ماه مثل نگینی درخشان خود نمائی میکندراستی چه سری در این ماه و کربلا و عاشورا وجود دارد ؟

ایام سعید شعبانیه بر همه عزیزان مبارک و میمون باد ........

اقا من نمیدانم این مسئولین شهری بخصوص شهرداری ابادان چرا همیشه عادت دارند برای اینکه خودی نشون بدهند گیر میدهند به این جدولها و میادین شهر انگار در این شهر هیچ مشکلی نیست الا اصلاح این خیابانها مگر چند بار باید یک جا کار کرد البته این جا ظاهرا باید حتما تو چشم بیاد مثل فلکه میدان تره بار و یا پیاده روهای بلوار معلم توی این مدت باور کنید شاید ۳ الی ۴ بار است که یا نزدیک انتخابات و یا بعد از انتخابات تمام لشکر عمله اکره شهرداری بسیج میشوند و بجان اینجا می افتند البته قبلا فلکه ایستگاه ۳ قدس مشتری ایشان بود ولی ظاهرا دیگه امکان تغییر اضافه فعلا مقدور نیست پس باید در دیگر نقاط که از قضا محلهای توی چشم بیا هم هست کار کردخدا بداد این شهر برسد ۸ سال با دشمن جنگید و کامش تلخ شد حالاهم که به اصطلاح خودی ها پدرش را در آوردند البته این شهر دارای ۳ نماینده است  با کمال تاسف()اما دریغ از تلاش واقعی برای رشد و عمران آن الان فرق سیمای شهر با زمان جنگ این است که خیابانها از اشغال خالی شده است وگرنه شهر با ۳۰ سال قبل که نه کم گفتم با ۶۰ سال قبل خودش هم هیچ تفاوتی ندارد .

چه بسر این شهر که روزی مظهر پیشرفت و تمدن ایران زمین بود می آید خدا میداند و بس.

التماس دعا یا علی

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/24ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

یکی از نقاطی که در طول جنگ اسیب بسیار شدیدی متحمل شد جزیره مینو و یا مینو شهر فعلی است این جزیره که در جنوب غربی ابادان و تنها یک رودخانه بنام اروند صغیر فاصله بین آنهاست شاهد نبردهای بسیار سختی بین نیروهای ما و عراقی ها بود از اولین دقایق پیروزی انقلاب دشمن سعی کرد تا با ارسال سلاح از طریق عوامل خود اوضاع را دگرگون کند و در این را تمام توان خود را صرف اختلاف افکنی در میان مردم کرد وبا پیش کشیدن مسائل قومی و طایفه ای اوضاع را مخشوش کرد اما این ترفند هم مدت زیادی دوام نیاورد و دشمن به نبرد تمام عیار با ایران و در واقع انقلاب اسلامی دست زد و در این راه از هیچ جنایتی فروگذار نکرد و یکی از نقاط مورد حمله جزیره مینو بود مردم بی گناه و خانه های محقر آنان اماج کین و خشونت دشمن قرار گرفت و دهها نفر در این جزیره بشهادت رسیدند در سال ۶۵ هم جزیره شاهد عملیات کربلای ۴ بود عملیاتی بسیار مهمکه متاسفانه به سرانجام نرسید و مقدمه ای شد برای فتح الفتوح دیگر بنام کربلای ۵ .

با پایان جنگ بازهم امید این بود که جزیره مثل سابق رونق بگیرد اما متاسفانه بدلیل سیاست های غلط و یک سو نگرانه پایتخت نشینان این جزیره در حالت رکود خود باقی ماند و سیاستهای اشتباه بازسازی که عمده خسارت آن متوجه کشاورزی این جزیره بود  باعث شد تا متاسفانه افراد سودجو با آتش زدن نخیلات که آنهم بدلیل اعلام ستاد بازسازی نخیلات دوران بازسازی مبنی بر اعطا مبلغ ۱۰۰۰ تومان بابت هر نخل نابود شده بود نخل های همیشه سرفراز این دیار را نابود کنند و دیگر ان فضای سبز وجود نداشته باشد .آری نخلهائی که زمان جنگ نوعی پوشش و سنگر برای ما بودند حال دیگر اثری از آنها نیست و تنها زمینهای خالی که اندک کشت و زرعی در آن میباشد دلخوشی مردم این دیار است .

البته در این مدت کارهای زیادی انجام شده اما با این وجود ان کار هائی که باید باعث ابادانی دوباره میشد در مقابل انجام نشده بسیار زیاد است.

دیروز سری زدم جزیره و چند تائی عکس هم گرفتم و سری هم به محل سابق مقر گردانمان در جزیره مینو زدم الان اموزش و پرورش شده و آنزمان ساختمان دبستانی کوچک بود در گذرم عکسی هم از یکی از مردم محل گرفتم که همراه نو اش بعد از کار داشت قدمی میزد امیدوارم خوشتان بیاید.

التماس دعا یا علی

غروت جزيره مينو

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/22ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا
سلام
عید مبعث پیامبر نور و رحمت بر همگان مبارك باد .
همانا پیامبران و انبیا یكایك امدند تا نوید امدن كسی را بدهند كه رحمت خدا بواسطه او نازل میشود و خداوند او را بیش از هر مخلوق خود دوست میدارد .
عید بر عاشقان مبارك باد.التماس دعا یا علی
+ نوشته شده در شنبه 1386/05/20ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا
سلام
  امشب خدا خطر بزرگي را از سر من و خانواده ام رد كرد در واقع امشب قرار بود كه كباب شويم شوخي نميكنم اگر لطف خدا نبود در اثر اتش گرفتن سيم برق كه بموقع متوجه ان شدم خانه و زندگيم كه مهمترين آن جان خودم و خانواده ام است در اتش ميسوخت نميدانم ارزش اين را دارد كه در رابطه با ان بنويسم يا نه ولي چون عنايت خدا به اين حقير سرتا پا تقصير است از باب شكرانه مينويسم تا بلكه خداوند منان بازهم مرا مورد لطف خود قرار دهد امشب دير وقت به خانه امدم و بدليل بيخوابي پاي تلويزيون نشستم و خودم را با روزنامه اي كه سر شب گرفت بودم مشغول كردم كه متوجه جرقه زدن هاي مكرر شدم موقعي كه به سمت جعبه تقسيم رفتم ديگر كار به اتش گرفتن سيم رسيده بود  بي تامل بطرف جعبه فيوز رفتم و آنرا قطع كردم كه خوشبختانه باعث خاموش شدن آتش هم شد خلاصه تا الان هم مشغول ترميم ان بودم كه چون تا اذان صبح وقت زيادي به افق ابادان نمانده خودم را با نوشتن اين مطلب مشغول كردم بازهم يكبار ديگه لطف خدا را شاكرم راستش از اين جور مرگها متنفرم مرگ بايد انتخابي باشد و قشنگترين مرگها كه شهادت است خدا كند نصيبم شود دعا كنيد كه به مرادم برسم .
التماس دعا يا علي

+ نوشته شده در جمعه 1386/05/19ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

مي خواستم امروز عكسهائي از مناطق مختلف آبادان در زمان جنگ بگذارم ام مقدور نشد بنابراين عكسهائي از تعدادي از نوجوانان بسيجي اباداني را كه كنار پدر و مادران دليرشان در زير آتش دشمن در شهر آبادان  ماندند و در دفاع نيز شريك بودند را گذاشتم البته اين عزيزان فقط براي عكس گرفتن اين لباسها را تنشان نكردند بلكه همه رزمنده بودند تا سالهاي پاياني جنگ كه تعدادي از ايشان شهيد و باقي جانباز شدند .

آری اقا و مولایم حضرت مهدی زهرا(س) چنین رزمندگانی دارد و دلهای منتظر در فراغ اویند براستی که کسانی که روز رزم او و یارانش را تنها میگذارند چه کسانی هستند ؟؟؟

 

راستي اگر يك هزارم سرگذشت ابادان زمان جنگ در تهران اتفاق افتاده بود الان نيز همينطور در غربت ميماند ؟؟

این عکس هم متعلق به پل بمباران شده ایستگاه ۷ ابادان است همان پلی که دشمن در اول جنگ به دویست متری ان رسید ولی بدلیل رشادتهای بچه های ابادان همانها که در زندگیشان بی ادعا بودند و گمنام هم رفتند موفق به فتح پل  نشد موقع عملیات والفجر ۸ این پل کرارا بمباران شد و صدها شهید بر روی این پل به شهادت رسیدند .`پل ايستگاه هفت ابادان بعد از بمباران

شهید عزیز بچاری یکی از بچه های گردان امام رضا (ع) ابادان بود که در چند متری پل در اثر اصابت ترکش به سرش به شهادت رسید یادش گرامی نفر دوم ايستاده از سمت راست البته زمان شهادت سنش بيشتر بود و انموقع يك دختر يك ساله داشت .

 

بقيه عكسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1386/05/12ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا
سلام
انالله انااليه راجعون
درگذشت عالم تشيع ونمونه تقوا و زهد ايت الله مشكيني را به حضرت بقية اله و عموم شيعيان تسليت عرض مينمايم.
در زمان جنگ ايشان يكي از روحانيانجليل القدري بود كه بارها در جبهه ها حضور پيدا كرده و با رزمندگان اسلام هم سنگر ميگرديد ، دريكي از اين سفرها ايشان با دو نوجوان رزمنده گفتگوئي داشتند كه ايشان به اوج عرفان حاكم بر جبهه غبطه ميخورند اين رزمندگان براي پرسش سوالي شرعي از ايشان ميپرسند كه در زمان عمليات ما لباسمان خوني شده بود و نماز را اقامه كرديم و بعد متوجه شديم كه لباسمان نجس و خوني است ايا اين نماز صحيح است كه اين عالم فرزانه در پاسخ ايشان فرموده بودند كه من حاضرم ثواب تمام نمازهائي را كه در عمرم خوانده ام با اين دو ركعت نماز شما عوض كنم.

سه روز گذشته با زهم خداوند بابي را براي توبه و حسابرسي در پيش بندگانش باز كرد منظورم برنامه اعتكاف است كه هر سال روز سيزده رجب مصادف با تولد مولا علي (ع) شروع ميشود و تا سه روز ادامه دارد در ابادان هم اين برنامه در 6 مسجد موسي بن جعفر (ع) مسجد امام محمد باقر (س)،مسجد مهدي موعود ، جهت اقايانو مساجد ثامن الائمه،مسجد محمدي(ص)، مسجد اميرالمومنين (ع) جهت خواهران اختصاص پيدا كرده بود من هم به مسجد موسي بن جعفر عليه السلام سر ميزدم فضاي جالبي بود اين همه انسان با پاي خود و بدون تبليغات آنچناني بيايند و 3 روز از همه چيز دور باشند بدون هيچ اجباري و يك دنيا زيبائي راستش دقايقي ادم احساس ميكنه باز برگشته زمان جنگ و آن گريه ها و استغاثه هاي بي ريا باور كنيد جوانها از هر تيپي بودند و زيبائي قضيه هم به همين بود كه جواني كه تا ديروز يك ساعت اگر با موهايش ور نميرفت حالا بيايد سه روز از دلبستگي  هاي زود گذرش دل بكند و خيلي زيباست و قابل وصف نيست البته دوستان زيادي هم براي تامين احتياجات ايشان زحمت كشيدند اما دريغ از بذل توجهي از سوي مسئولين شهر نميدانم كه چرا بعضي فقط با امدن كسي از بالاتر يادش به وظائفش ميرسد دريغ از حضور مسئولين بجز امام جمعه محترم آبادان كه مايه دلگرمي همه است اين سيد بزرگوار و مسئول سازمان تبليغات كسي بخودش زحمت آمدن و تشويق جوانان سيرت پاك نوكران اهل البت نداد شايد چون در كادر تلويزيون نم افتادند راستي صدا و سيماي محترم برايش ساختن برنامه اي بدون هزينه هاي جنبي در اين رابطه كار شاقي است البته حق دارند اين برنامه ها كه برايشان ايجاد كلاس نميكند بهر حال نه فرماندار و نه نمايندگان كاسه بدست راي جمع كردن و نه رئيس ارشاد آبادان هيچ يك اين جماعت را لابد در شان خود نديدند نميدانم!!!!!!!!
التماس دعا يا علي

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/09ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

السلام عليك يا بقية الله السلام عليك يا حجة الله علي خلقه

فرا رسيدن سالروز ولادت مولاي متقيان و امام صابران علي (ع) بر همه مبارك و ميمون باد فردا سالروز مولود كعبه است همو كه در كعبه حيات يافت و با ياد خداي كعبه از اين دنيا رخت بر بست همو كه نام زيبايش ذكر زبان شب زنده داران عرصه عاشقان اهل البيت بوده و هست .

عيد بر عاشقانش مبارك باد .

 

خدا رحمت كند شهيد باكري را سخني از او به يادگار مانده كه رزمندگان بعد از جنگ را به سه دسته تقسيم كرد اما من ميخواهم دسته چهارمي را هم اضافه كنم آنان كه جبهه و جنگ را سكوي پرش خود و دوستان هم رايشان قرار دادند آنان كه شهيد و شهادت را دكاني براي به كرسي نشاندن اميال خود قرار دادند آنان كه به بهانه معرفي شهيد حيثيت او را لكه دار كردند آنان كه معلوم نيست چقدر در همان زمان جنگ به اعمال شرعي خود پايبند بودند براي جذابيت كار خود حدود شرعي را به سخره گرفتند آنان كه به اسم ولايت ولي براي تحكيم قدرت خود به هر كاري ولو غير شرعي دست زدند آنان كه اگر دختري مويش بيرون بود واويلا راه انداختند اما عكس او را به بدترين وضعيت در نشريه اشان چاپ كردند بي توجه به اينكه ترويج مفسده حرام است آري اناني كه خود را مصداق بسيجي نشان دادند و نسل جوان را گريزان از ولايت و بسيجي و آنگاه كه خود را مطرود دانستند به هر كلكي متوسل شدند تا به تحبيب قلوب دست بزنند براي اينكه خود را معتدل نشان بدهند رزمنده گان اسلام را دستمايه قرار دادند تا به نوعي خود را مطرح كرده باشند و افسوس و صد افسوس كه حتي ببراي اين كار به دوستان و خود شهدا هم رحم نكردند و ابرو و شخصيت آنها را بازيچه دست خود نشان دادند ميدانم كه منظورم را درك ميكنيد آري من منظورم امثال ده نمكي ها است كه براي درك مطلبم به وب او سري بزنيد شايد بر من خرده بگيريد كه چرا اينقدر به اين بابا گير ميدهي اما من نگرانم نگران اينكه اين اشخاص با سواد اندك در زمينه هاي ديني و معرفتي به الگوئي براي جوانان تبديل بشوند و نه حاج همت ها و باكري ها و قبادي نياها و طاهري ها ووووو من سالها بهترين سرگرميم ديدن فيلمهاي سينمائي بود و آنهم فيلمهائي كه اكران اول اول بودند در ايران شهرم 13 سالن فعال سينما داشت و اين علاقه در زمان جنگ نيز ادامه داشت و به همين دليل اخبار سينما و حواشي آن را هم دنبال ميكردم بارها براي ديدن فيلمي كه بر روي پرده سينماهاي اهواز بود بجاي رفتن به خانه به اهواز ميرفتم و دلم به اين خوش بود كه نظاره گر فيلمهاي وزين هستم و از جمله كارگردانهائي را كه فيلمش را دنبال ميكردم مخملباف بود همو كه روزي توبه نصوح را ساخت و روزي شبهاي زاينده رود را همو كه فيلم بايكوت او تا مدتها بحث محافل سينمائي بود و حال !!!! يادم است روز ي مصاحبه اي از او را در روزنامه اي خواندم كه از اوضاع و احوال حاكم بر سينما و سياست ناراحت بود و در قسمتي گفته بود :سخن امام از جماران تا اينجا معنايش را تغيير ميدهند .

آري همچو كسي كه در فيلمهايش زن بي حجاب نبود دخترانش با بدترين وضعيت حجاب به روي سن جشنواره هاي خارجي رفتند .

قصد تشبيه ندارم اما نداشتن ثبات ضعفي بزرگ است من در اينجا قصد دارم كه ديگر تا اطلاع ثانوي به مطالبم در رابطه با فيلم اخراجي ها و ده نمكي پايان بدهم و فقط جهت ياد آوري بگويم جنگ را بايد از زبان مردم شهرهاي جنگي شنيد جنگ را بايد از زبان آواره گان جنگ شنيد راستي بجز فيلم ابادانيها ميدانيد كه هيچ فيلمي در رابطه با مهاجرين جنگي ساخته نشد ايا امثال ايشان اين را هم ميتوانند به تصوير بكشند كه زنان جواني كه شويشان در جبهه و خودشان در غربت و دور از كسانشان چه وضعيتي داشتند كدام يك از رزمندگان حال و روز بچه هاي ابادان وخرمشهر را داشتند كه خود در جبهه و اتا مدتها بي خبر از محل زندگي خانواده اشان .

در جنگ اقشار مختلفي حضورداشتند دكتر مهندس معلم گارگر و كارمند اما جنگ در شهر جنگي حكايت ديگري است شهريس در محاصره و لحظه لحظه انتظار براي ورود دشمن بله اين ماهيت واقعي دفاع مقدس است .

حكايت شهر جنگي حكايت زنان و مرداني است كه بدون هيچ چشم داشت مادي و معنوي در شهرشان ماندند كه خوشبختانه فيلمهاي زيادي از آن زمان باقي است و ديگر كسي نميتواند جنگ را در عده بخصوصي خلاصه كند من يك بيجي تابع ولايت هستم و تاكنون اگر قرار بود بابت دفعاتي كه جانم را براي اين انقلاب و دين و وطنم به خطر انداختم كفن هائي را كه بايد براي تدفينم بكار گرفته ميشد چند طاقه 40 متري ميشد اين ها را بقصد منم زدن نمينويسم بلكه از آن جهت است كه امثال اين آقا كاري كردند كه بسيج و بسيجي را افرادي فاقد منطق و خشن معرفي كردند كه اميدم به روز جزاست من بازهم سوالاتم را از اين آقا كه وبلاگش اين روزها مملو از اخبار كارهايش وووو است دارم نقدم بر جاي خود باقي است چون ميدانم كه ايشان قصد ساختن اخراجي هاي 2 را دارد و قطعا حماسه آزادگانمان بايد مضحكه ايشان قرار گيرد و قهرمانان او را هم كساني تشكيل ميدهد كه مظلومان جنگ بودند و به اسارت دشمن در امدند.

ديروز پيش يكي از دوستان آزاده بودم خاطره اي را تعريف كرد كه شنيدن دارد تعريف كرد كه :يك روز بعد از اينكه عراقي ها حسابي از خجالتمان در آمدند ما را بداخل اتاقكي فلزي انداختند كه بدليل اينكه راه هوا نداشت بعد از بيست دقيقه از بي هوائي شروع بزدن به در و ديوار آن نموديم كه سرباز عراقي در را باز كرد و نگاهي به داخل آنجا و كف آن انداخت و در حالي كه به ما فحش ميداد گفت اين همه آب را از كجا آورديد منظورش آبي بود كه در اثر عرق كردن ما روي زمين كف اتاقك ريخته بود .

القصه او از خائنيني كه در لباس اسارت به دوستانشان خيانت كردند هم سخن گفت از آنها كه بابت نخي سيگار جان بچه ها را به خطر انداختند و بازهم از شيراني گفت كه روزها با وجود ضرب و شتم دشمن حافظ ايمانشان بودند جنگ ناگفته هاي زيادي دارد كه بوقت خود بايد به آن پرداخت .

سال 67 ابادان در خطر سقوط قرار گرفت همان روزهائي كه منافقين به غرب و اسلام آباد حمله كردند نميدانم چرا كسي شهامت ساخت فيلمي در اين موردها را ندارد؟؟؟

البته با اين فيلمها كسي به ايول ايول نميرسد ميرسد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

التماس دعا يا علي

+ نوشته شده در جمعه 1386/05/05ساعت توسط علیرضا بختیاری |