تبليغاتX
با شهیدان آبادان

بسم رب الشهدا

سلام

اين روزها داريم به ايامي نزديك ميشويم كه بخش مهمي از تاريخ انقلاب و ايران را تشكيل ميدهد روزهائي كه شايد درك آن براي خيلي ها غير ممكن باشد ايامي كه از يك طرف مظلوميت بود و از سوئي خيانت تهمت و جنايت .

براي خيلي ها شايد جنگ يك حادثه اي باشد كه دو طرف درگير خود را در شرائط گريز نا پذيري قرار ميدهند كه نهايتا به نبرد نظامي وو يا جنگ منهي ميشود و اين شرائط ميتواند اغراض سياسي و اقتصادي باشد و در موارد نادر فرهنگي كه جنگ تحميلي دنياي استكبار بر ايران در واقع تجميع همه اين موارد است ، اما شرائط براي ما جوري بود كه شايد توضيح آن قدري مشكل باشد كشوري تازه انقلاب كرده و دچار مشكلات بيروني و داخلي از يك سو اقتصاد در هم ريخته و از يك سو اختلافات سياسي و حتي خيانتهاي اشكار و نهان حتي دولتمردان انزمان كه نمونه بارز آن حسن نزيه و سيد احمد مدني كه هر دو در دولت بازرگان داراي پست و مقام بوده و يكي وزير نفت و ديگري فرماندهي نيروي دريائي و استانداري خوزستان را بر عهده داشت و بعدا مشخص شد كه هر دو وابسته به سازمان سيا بوده و در واقع كارمند آن سازمان محسوب ميشدند .

اما مشكلات سياسي تنها با گروهاي غير هم خط هم نيز نبود بلكه با وجود اينكه امام (ره) سر خط ها را مشخص كرده بودند اما رفتارهاي غير حرفه اي افراد و گروهها باعث ميگرديد كه تنشهائي بين اينان ايجاد گردد كه اكنون خود را بصورت گروهاي چپ و راست مشخص نموده است و از طرف ديگر افراد ليبرال كه شاخص آنها گروهائي مانند ملي گرا ها كه اسمي بر خود گذاشته اند كه با عمل كرد آنها تعارض كامل دارد و نهضت آزادي كه اين گروه در طول جنگ در واقع ستون پنجم دشمن بود و متاسفانه در زمان به اصطلاح اصلاحات با ميدان دادن به انها توسط گروهاي چپ باعث گرديد تا نه تنها براي خيانتهايشان محاكمه گردند بلكه طلبكار اين ملت نيز گردند .

وجود گروها و دستجات وابسته به غرب و شرق آنزمان هم كه حزب توده و ابسته به رژيم كمونيستي مسكو و چريكهاي فدائي و مجاهدين به اصطلاح خلق وووووگروهاي ديگر كه هر روز گوشه اي از مملكت را به بلوائي تازه دچار ميكردند خود معضلي اساسي بود كه قبل از شروع جنگ سراسري با دشمن باعث وارد آمدن ضرباتي به سيستم نظامي آنزمان ما شده بود در واقع ارتش و ژاندارمريتنها نيروهاي سيستماتيك و مجهزي بودند كه وظيفه دفاع از مملكت را عهده دار بودند و اين نيروها با وقوع انقلاب و بي نظمي ها و تضعيف شديدي كه در آن بوجود آمده بود بايد باري را بر دوش ميكشيد كه از توانش خارج بود و نيروهاي مردمي و سپاه نيز داراي آن تجربه و سازماندهي لازم كه براي دفع اين خطرات توان لازم را دارا باشد نبودند ولي بزرگترين مشكل تعارض خط فكري رئيس جمهور مملكت با رهبري و كليت نظام بود بني صدر نامي كه بسيار در رابطه با جنگ و خيانتهاي صورت گرفته در اين رابطه شنيده شده است او كه دانش آموخته فرانسه بود با بورسيه اي كه بنياد فرح پهلوي در اختيارش گذاشت در رشته اقتصاد داراي دكترا بود و در تمام زندگيش نه داراي سوابق آنچناني انقلابي بود و نه تجارب نظامي گري را داشت و در اوائل انقلاب بدليل همكا ري هاي انجام داده با دانشجويان انقلابي خارج كشور شناخته شده بود و با پيروزي انقلاب و حضور در كشور و زيركي خاصي توانست خود را بر سر زبانها انداخته و به نيروهاي مخلص امام و انقلاب نزديك شود و در نهايت بعنوان رئيس جمهور مملكت انتخاب شود و مردم كه او را در خط امام ميديدند از او حمايت ميكردند اما كيش شخصيت وي انچنان قوي بود كه با به قدرت رسين باورش شد كه ديگر يك ركن است و راه خود را از انقلاب جدا كرد و تمام توان خود را براي اختلاف و توطئه گذاشت ،سازمان مجاهدين به اصطلاح خلق كه دنبال مركز قدرتي بود تا بتواند از طريق آن انقلاب را مال خود كند خود را به ايشان مزديك كرد و در اينده انچنان با هم متحد شدند كه بين آنها هيچ فرقي وجود نداشت.

مطلب طولاني ميشود فردا آغاز تهاجم دشمن به ديار دليران توسط مزدور دنياي استكبار است در اين روزها كه هرگز قابل وصف نيست دنيا با نوعي جديد از ايثار گري اشنا شد كه هنوز قادر به درك آن نيست در اينجا متن گزارش شهرباني آبادان را در روز 59/6/31 مي آورم:

در منطقه آبادان ، دشمن با سلاحهاي سنگين و خمپاره اجراي آتش كرد كه در اثر آن عده اي شهيد و مجروح شدند و تعدادي از مخازن نفت ، اسكله ها و بعضي از تاسيسات ديگر منهدم شد .

تيراندازي ادامه داشته و پالايشگاه ابادان زير آتش سنگين عراق قرار دارد .

اين بود خلاصه گزارش شهرباني ابادان در شروع جنگي نابرابر بقيه مطالب را براي روزها بعد ميگزارم .

التماس دعا يا علي

+ نوشته شده در جمعه 1386/06/30ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

چند روزی ابادان نبودم و برای انجام کاری به اهواز رفته بودم و قسمت شد که سری هم به شهر هویزه بزنم چند سالی میشد که به آنجا نرفته بودم  و دیدن تغییرات در آنجا برایم جالب بود آخه من  از پایان جنگ به این طرف فرصت دیدار از خود هویزه برایم امکان پذیر نشده بود و یکی دوباری هم که آنجا رفتم در واقع از جاده کناری آن عبور کردم تا از مزار شهدای هویزه و از آنجا هم به یادمان شهید چمران در دهلاویه که نزدیک سوسنگرد است بروم

راستش بازهم افسوس بر من غلبه کرد نه از این بایت که شهر بازسازی شده بلکه بخاطر اینکه مهمترین سند جنایت صدام و حزب بعث بدست خودمان نابود شد بطوری که حتی قسمت کوچکی از این جنایت تاریخی هم دیگر نیست که نیست ‌‌منظورم شهر قدیم هویزه است که بدست صدامیان با خاک یکسان شد بطوری که از این شهر تنها یک مسجد و ساختمان بانک که در مجاورت ان بود باقی مانده که آنجا هم بعنوان مرکز فرماندهی استفاده میشد  متاسفانه مسئولین شهر بدون لحاظ کردن اینکه این شهر خود موزه طبیعی  دفاع مقدس است با اجاز دادن ساخت و ساز در آن دیگر اثری از شهر تخریب شده باقی نگذاشتند آری در حالی که در دیگر نقاط دنیا و حتی ممالکی که بخدا اعتقاد ندارندسعی بر حفظ این اثار دارند ما بدست خود این میراث را نابود میکنیم چرا نمیدانم ولی روزی میاید که دربدر بدنبال احیا قسمت های مصنوعی آن خواهیم بود .

موزه شهدا و یا موزه جنگ خرمشهر را خیلی از عزیزان که بعنوان راهیان نور به این شهر امده اند بازدید کرده اند موزه فقط اسمی از جنگ را یدک میکشد چون در آن بجز معدود آثاری از رزمندگان که آنهم بتازگی به آنجا اضافه شده تمامی آثار حاصل کار هنرمندانی است که با دستمزدهای آنچنانی به تولید آنها دست زده اند اری دریغ از وجود اثاری از خود شهر چرا چون متاسفانه در زمانی که این آثار وجود داشت همتی برای حفظ آنها نبود حالا هم که اندک آثاری است بازهم همتی نیست فقط چیزی که زیاد است مسئول مسئول و مسئول است که الا ماشاالله کم نداریم.

چند روز پیش خبر دار شدم که مادر بزرگوار سردار شهید حمید طاهری به فرزند دلاورش پیوست خدا او را هم نشین حضرت زهرا (س) بفرماید انشاالله .

ماه رمضان فرصتی برای امثال من است تا بلکه یک کمی ادم بشم نمیدانم که ایا عمرم به رمضان دیگر میرسد یا نه فقط خدا کند دیگر این رمضان آدم بشم و یا چیزی در همین حدودها .

طلوع خورشيد بهمنشير

اين عكس را هم يكماه پيش ، از طلوع افتاب كنار پل چهارم گرفتم اميدوارم كه خوشتان بيايد.

التماس دعا یا علی

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/06/25ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

چند روزی ابادان نبودم و به همین دلیل موفق به درج مطلب نشدم و از دوستان عزیز بابت بی خبر گذاشتن آنها پوزش میخواهم امروز میخواستم در رابطه با سفر چند روزه ام مطلبی بنویسم که امروز در خانه مشغول کار بودم و الان هم بسیار خسته هستم و امکان این کار برایم نیست .

حلول ماه مبارک رمضان ماه  خودسازی و میهمانی خدا بر همه مبارک باد.

التماس دعا یا علی

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/21ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

امام مهدي (عج): من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده از ابراهيم و خلاصه محمد (درود خدا بر همگي آنان باد ) هستم .

فرخنده میلاد فخر اسمان و زمین >رهائی بخش زمین از کین و جور عدالت گستر واقعی حجت خدا بر روی زمین مهدی منتظر(ع)بر همگان مبارک باد .

التماس دعا یا علی

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/06/06ساعت توسط علیرضا بختیاری |

بسم رب الشهدا

سلام

ديروز در تاريخ كشورمان يكي از تلخ ترين مقاطع تاريخي است آري در تاريخ 3 شهريور 1320 ايران توسط قواي متفقين بتصرف در امد و باعث شد تا مدتها اين خاك گلگون زير چكمه هاي قواي متجاوز روس در شمال و انگليس و امريكا در جنوب و مركز باشد البته بهانه آنها هم حمايت دولت ايران از دولت آلمان و. عدم توجه به هشدارهاي دول متفق بود البته در مورد اول مزدور آنان رضا خان مير پنچ با تصور رو به افول بودن دولت انگليس كه در روي كار آمدن وي نقش اصلي را ايفا ميكرد متوجه اربابي ديگر كه بنظر او قدرتمند جلوه ميكرد شد اما دست سرنوشت و سرانجام خائنان باعث گرديد تا با خفت و خاري او را كه بسياري از بزرگان اين ديار را به خفت كشيد خود نيز سرنوشتي مفلوكانه را نظاره گر باشد اما در اين ميان اين ملت بودند كه بزرگترين مظالم را شاهد بودند ، اما در اين ميان ارتش ساخته و پرداخته رضاخان كه بعضي از افراد او را بنيان گذار ارتش نوين ايران ميدانند و آ ارتش را نشانه اقتدار و سربلندي ايران ميدانستند در واقع طبل تو خالي بود كه تنها براي سركوب مردم آماده بود ،اين ارتش در مقابل قواي متجاوز كمترين مقاومت را نيز امنجام نداد و با كمال تاسف ارتشبد هاي اين ارتش بجاي دفاع از ميهن فرار را برقرار ترجيح داده و قواي تحت امر بي فرمانده خود را سرگردان يافت اما در جنوب اين خطه اغشته بخون و پايگاه دريائي خرمشهر و اوند رود خروشان دشمن شاهد مقاومت فرزندان ايران زمين بود اري دلاوران دريائي در رزمي نابرابر مقابل دشمن ايستادند و ناوهاي ببر و پلنگ با پرسنل خود تا آخرين لحظه در برابر متجاوز جنگيدند تا هر دو ناو با آتش دشمن غرق شدند و يادشان براي هميشه در سينه اروند رود جاودانه شداما پايگاه دريائي خرمشهر نبردي مردانه را كه از سوي دريادار بايندر و تعدادي از افسران و سربازان قهرمان با دشمن آغاز شده بود را نظاره گر بود مردان مردي كه با شهادت خود باري ديگر به دشمن يادآور شدند ايران مرز دليران است ايران مهد شهيدان است جنگيدندشهيد شدند تا فرزندان اين بوم و برزن 39 سال بعد در مقابل متجاوز مزدوري كه بواسطه همان متجاوزان تحريك گرديد بود دست به مقاومتي بزنند كه دنيا مات و مبهوت رزم انان بماند .

ياد و خاطره دلاور مردان شهيد نيروي دريائي ، دريادر بايندر و افسران و سربازان دلاور در سال 1320 گرامي باد .

چو ايران نباشد تن من مباد    بدين بوم وبرزن يكتن مباد

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/06/04ساعت توسط علیرضا بختیاری |