سلام
خبر تلخ است برای ما و شیرین است برای شهیدان که یارانشان به انها پیوستند امروز صبح مزدوران استکبار همانها که کوچکترین مسئله در کشور ما را مستمسکی برای دخالت و پشتیبانی از فریفتگان خود قرار میدهند در اقدامی تروریستی جمعی از فرماندهان سپاه را بشهادت رساندند .شهادت سردار بسیجی شهید سرافراز شوشتری جانشین نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جمعی از یارانش را به پیشگاه امام زمان و خانواده اشان و ملت ایران تسلیت عرض میکنم .


سردار شهید شوشتری
التماس دعا یا علی



بسم رب الشهدا
سلام
خدا رحمتش کند حاج قمری را پیرمردی بود با قدی کوتاه از آن پیرمردهائی که ده تا جوان را توی جیبش میگذاشت توی تدارکات گردان بود و مگر کسی جرات داشت بالای حرفش حرف بزند خدائیش یک تنه تمام کارها تدارکات گردان را انجام میداد مسئول تدارکاتها آمدند و رفتند ولی او بی عنوان و ادعا کارش را انجام میداد آخرین بار که دیدمش یکسالی قبل از فوتش بود توی سپاه ابادان به همراه دوست عزیم حسین مرجان داشتیم میرفتیم قسمتی از سپاه که او را دیدم از قضا دوربین فیلمبرداریم هم باهام بود و توفیقی دست داد تا چند دقیقه ای از او برای آخرین بار فیلمی داشته باشم روشن ضمیر بود صحبتهای اخرش را که چند روز پیش مرور میکردم دیدمنه بابا ما هنوز بگرد پایش نمیرسیم .

عرقچینی بر سر و بر سر مزار شهدای آبادان ولی الان خودش در شیراز و دارالرحمه دفن است.
شادی روحش فاتحه ای نثار نمائید
اینهم بخاطر اقا رضا که یادی از حاجی کرد.
التماس دعا یا علی
بسم رب الشهدا
سلام
شب شب شهادت مولا امام صادق (س) است و چه بهتر که یادی کنم از یکی از سرداران بی ادعای شهرم آبادان او که مردانه پای عهد و میثاقش با امامش ایستاد و راهی را که پیش پایش نهاد تا به آخر رفت منظورم شهید جمال گودرزی است او که بی ادعا فرماندهی نیروهای بسیجی را بر عهده داشت همو که در وصیت نامه اش خواسته بود که جسدش را در محوطه سپاه آبادان آورده و لباس نوئی را که در کمدش برای عروسیش گذارده بود بر تنش کنند و با این لباس مقدس پاسداری بخاک بسپارندش و چه عروسی خونرنگی.

دریغ از فراموشی لاله ها
التماس دعا یا علی
بسم رب الشهدا
سلام
دلم خیلی خونه آنقدر که دلم میخواهد فریاد بزنم آی نامردها دست از سر رزمنده ها و شهدا بردارید برید کثافتکاریهای سیاسی خودتان را جمع کنید اینقدر پا پی رزمنده ها و خانواده هایشان نشوید اینقدر بر ندارید سو استفاده ابزاری از شهدا نکنید مرده شور چپ و راست ببرد آخر آدم بره به کی بگه اقایون و خانم های محترم ما اگر نخواهیم شما چه رزمنده بودی و چه نبودی قیاس بنفس نفرموده و بچه های پاک این دیار را به این و آن تشبیه نفرمائید ؟ یکی میاد رشادتهای مدافعین شهری مثل ابادان و خرمشهر را متاثر از فیلمهای وسترن میکنه اون یکی جومونگ را مثال میزنه و یکی هم میره برایمان لاتها را سمبل مردم معمولی حاظر در جبهه در فیلمش نشان میدهد .
نه عزیزان برید برای کارهای خودتان مثالهای دیگری جور کنید برید سینمایتان را مثال بزنید و آنها را با هنرپیشه های آنور ابی تشبیه کنید برید دوستان خودتان را با دیگر سیاستمداران جهان قیاس ببندید چکار رزمنده ها دارید ؟ توی این سالها چند بار رفتید به خانواده های شهدا و نه فقط بعضی از دوستان و رفقایتان سر زدید ؟ چند بار توی عمر حقیرتان رفتید سراغ جانبازان جنگ چند بار رفتید دستی به سر یتیمانشان کشیدید ؟ آقایان چپ و راست که گردنتان را تبر هم نمیزند آنوقت که مسئولیت داشتید چرا برای خانواده شهید کاری نکردید که حالا میروید زنو بچه اشان را میکنید تابوی جمهوری اسلامی ؟ شما حرف امامرا را زمین گذاشتید چرا آن را به نام جمهوری اسلامی و امام و رهبری الان میگذارید راستی توی این سالها بنیاد شهید و روسایش خوب به خانواده شهدا خدمت کردند؟ چند بار رفتید سفرهای خارجه اتان ؟
برید نویسنده های منور الفکرتان و رفقای عزیز تر از جانتان را با نویسنده های غربی قیاس ببندید برید ببینید که رفقای هنرمندتان و سیاسیتان چقدر برای جنگ و دفاع کار کردند ؟
الان که این مطلب را مینویسم لختی از تماشای صحنه های ناب اولین روزهای حمله دشمن بدیارم نمیگذرد روزهائی که تنها بودیم و با خدا رزمنده ائی آبادانی که سال 59 حرفش خدا و امام حسین است و پای مجروحش را کمترین هدیه به انقلاب میداند نه جومونگی دیدم و نه کابوهای غرب وحشی را و نه دار و دسته های چاقو کش و معتادین را و نه خیلی ها را که الان خود را مدعی اداره جنگ میدانند .
خدا رحمت کند امام خمینی را که از اول خط را مشخص کرد و گفت تکلیف ما را سید الشهدا مشخص کرده و خدا یاری نماید میر و سالار ما را که هم مرد جنگ بود و هم مرهم زخمهای بعد از دفاع هشت ساله امان خامنه ای عزیز را .
امان از روزی که برای حساب و کتاب حاضر شویم و خدا به دادمان برسد از شرمندگی مقابل شهدا و امام شهدا.
یا علی
سلام
خوب هفته دفاع مقدس هم امد و رفت و و ما ابادانی ها که نفهمیدیم چی شد !!!! نه جدا میگویم توی این هفته ادارات و سازمانها آنقدر مشغول یادداشت این ایام بودند که آدم نمیدانست بکدامش برسد![]()
جدی نگیرید وقتی که روز دوم مهرماه سالگرد بمباران ساختمان آموزش و پرورش آبادان است و در مراسمی که به یاد رئیس و کارکنان شهیدش بر پا میشود و خیلی از مسئولین بخودشان زحمت حضوری نیم بند هم نمیدهند دیگر آدم چه بگوید.
یک عکس هم از ایام خوشی هایمان گذاشتم از جزیره مینو که هم یاد آوری بود و هم اجابت امر اقا رضای گل البته عکسهای دیگری هم هست که بوقتش میگذارم.

سلام
عکسها خیلی حرف برای زدن دارند حرفهائی که اگر اهل دل باشی زود غرقش میشوی اگر نه در بند کنتراست و بقیه مسائل.
این عکس متعلق به زمانی است که آبادان محاصره بود مدرسه ارامنه ابادان هم پادگان اموزشی و این نوجوانان که بعضی هایشان بعد شهید شدند و بعضی هایشان رزمندگان پیاده و زرهی ابادان مثل حمید باوی (دفتری در دستش است) که توی مجنون مجنون وار رفت و جسدش چند سال بعد دل از مجنون کند و به ابادان برگشت و یا علی معینی که یکی از نیروهای زبده زرهی شد و الان هم توی ابادان است ویا حسین دیدار که اوهم باز در زرهی بود و الان درابادان و مثل حسین فرهانیان که برادر بزرگش مهدی شهید شد و خواهرش مریم نیز هنگام خدمت به خانواده شهدا در ابادان شهید دیگری شد برای خانواده اش و خودش هم تا آخر جنگ رزمنده.
و بچه های دیگر که اسم بعضی را یاد ندارم و بعضی را هم اشنائی.

بسم رب الشهدا
سلام
دلم تنــگ شهيـدان اسـت امشب
كه همرنگ شهيدان است امشب
من از خـون شهيـــدان شـرم دارم
كه خلقي را به خود سرگـرم دارم
زمن پـرسيــد فــرزنـد شهيـــــــدي
كــه بــابــاي شهيــدم را نـديــدي
به من مي گفت مادر او جوان بود
دليــر و جنگجـــوي و پـرتـوان بـــود
نميدانم چه سوداي به سر داشت
به دوشش كوله باري از سفر داشت
قــدم در كـوچـه بـاغ عشق مي
به جان خويش داغ عشق مي زد
به یاد تعدادی از شهیدان شهرم آنان که گمنام ترینها هستند





محمد سفید آری محود فرحانی



عبدالرسول ماخوذی عبدالکریم باوی عباسعلی مرتضی زاده



عباس نصاری عبدالهی شهسوار نیکتاش خسرونسوری

پرویز بلاغی
التماس دعا یا علی