بسم رب الشهدا
سلام
توي اين ارض خدا جزيره اي است كه شايد يكي از زيباترين نقاطي بود ه است كه من قسمتي از عمر خودم را در آن گذراندم دوراني كه بهترين قسمت عمرم را تشكيل ميدهد اما افسوس كه اين جزيره آنچنان كه بايد و شايد شناخته شده نيست البته منظورم از تمام ابعاد آن است خصوصا دفاع مقدس توي ادبيات دفاع مقدس هر وقت اسم جزيره مي آيد ذهن ها متوجه جزيره مجنون شمالي و جنوبي ميشود كه آنهم جاي خود دارد اما يكي از جبهه هائي كه از آن يادي نميشود همين جزيره مينو است جائيكه از اولين روز شروع جنگ تا آخرين لحظات شاهد شهادت ها و رشادتهاي فرزندان اين ديار بوده و حال نيز مردم آن با تمام محروميت ها آن در حال پاسدار از اين ديار هستند ماه قبل به اتفاق دوست عزيزم ارش ابخو و چند نفر از ديگر دوستان به جائي رفتم كه زمين آن خيلي حرف ها دارد كه بزند قصد مان ديدار از آنجا و گرفتن عكسهائي چند بود كه تعدادي از آنها را در اين پست ميگدارم .

این ساختمان مخروبه زمانی مقر گروهان دوم گردان قائم ابادان بود که به گروهان مرگ معروف شده بود.

اینهم سنگری در روبروی همان ساختمان است یکی از بچه های این گروهان در کنار همین سنگر و در مقابل سوراخ گچ گرفته آن خمپاره ۶۰ در کنار سرش خورد و شهید شد.

اینهم نمائی دیگر از همان سنگر

اینهم جناب آبخو حین گرفتن عکسی که در پست جدید وبلاگش گذاشته خوب شیطنت است دیگر کاریش نمیشود کرد عکاس جماعت فرصت را از دست نمیدهد.
تعدادی عکس را هم الان ۵ دی ماه اضافه کردم تا این پست کامل بشود .
درخت کناری که دو روز قبل از آن عکس گرفتیم و در گوشه آن آبخوی عزیز معلوم است و عکس دوم بعد از افتادن تیغ طمع سارقان به تنه درخت درختی که ده ها سال از عمرش میگذشت.


این نوجوان هم یکی از اهالی این جزیره است که برادر کوچکش را بگردش آورده بود هوا هم بس ناجوانمردانه یخ بود.

عکسهای پائین هم حاصل دقایقی است که به همراه دوستانم صرف عکاسی از این دیار خونرنگ شد در دل این جزیره حرفهای بسیاری از وقایعی که اتفاق افتاد وجود دارد که شاید گوشهای با حوصله ای برای شتیدن آن نباشد.




در این عکس بالا دود اگزوز هواپیماهای اشغال گران عراق که در حال رفتن به مستعمره خود در کشور امارات هستند آشکار است.
آری جزیره زیباست و دلفریب تا با عشق به اینجا پا نگذاری مفهوم آن برایت قابل درک نیست گوشه به گوشه آن برایم خاطره است به شیرینی لخظاتی غیر قابل بازگشت.
التماس دعا یا علی